سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي ( مترجم : ساعدي )
132
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي )
هم آن را روايت مىكند . [ همان كتاب 10 / 327 ] از « ابو هريره » نقل مىكند كه شنيدم از رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله دربارهء حسنين عليهما السّلام ، مىفرمود : كسى كه مرا دوست مىدارد ، بر اوست كه اين دو تن را هم دوست بدارد . [ سنن بيهقى 2 / 263 ] به سند خود ، از « زرّين بن حبيش » روايت مىكند ، در يكى از روزها رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله نماز را با مردم بجاى مىآورد ، حسنين كه دوران كودكى را سپرى مىكردند وارد مسجد شدند و شروع كردند به پريدن بر پشت پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله كه در حال سجده بود . مردم سعى كردند آنها را از اين كار باز دارند ، در اين هنگام پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله نماز را سلام داد و فرمود : كه پدر و مادرم فدايشان باد ، آنها را به حال خود بگذاريد ( و از اين كارشان جلوگيرى ننمائيد ) و همچنين فرمود : كسى كه مرا دوست مىدارد ، اين دو تن را هم بايد دوست بدارد . مؤلف مىگويد : « ابو نعيم » اين حديث را در [ حلية 8 / 305 ] با اندك اختلافى آورده و « ابن حجر » هم در [ اصابه 2 / 12 ] نقل كرده و مىگويد : براى اين حديث شاهدى است در « سنن » و در « صحيح » ، « ابن خزيمه » از « بريده » نقل مىكند و در « معجم بغوى » مانند آن را به سند صحيح ، از « شداد بن الهاد » روايت كرده است . [ كنز العمال 7 / 108 ] از « حصين بن عوف خثعمى » روايت مىكند كه در يكى از روزها ، رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله جلوى خانهء فاطمه عليها السّلام توقف كرد و سلام داد . درست در همين لحظه حسن عليه السّلام يا حسين عليه السّلام از خانه بيرون آمد . پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله خطاب به او فرمود : پدرم فداى تو ، اى چشم پشه ( بقّة ) « 1 » بالا بيا . وى دو انگشت حضرت را گرفت و روى دوش پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله نشست . پس از آن ، ديگرى كه حسن عليه السّلام يا حسين عليه السّلام باشد از خانه بيرون آمد در حالى كه يكى از دو چشمش را به طرف بالا متوجه كرده بود ، پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : آفرين بر تو ! پدرم به فداى تو ، بالا بيا كه تو
--> « 1 » بقّة : مگس بزرگ را گويند ( فقه اللغة و سرّ العربيه ثعالبى ص 62 )