سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي ( مترجم : ساعدي )
98
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي )
« قابوس » از « امّ الفضل » روايت مىكند ، در ملاقاتى كه با رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله داشتم ، عرض كردم : در خواب ديدم كه عضوى از اعضاى شما در خانهء من است . فرمود : خواب خوبى ديدهاى ، به زودى از فاطمه عليها السّلام پسرى به دنيا مىآيد كه تو بايد شير دادن او را عهدهدار شوى . ديرى نپاييد كه حسن عليه السّلام - يا حسين عليه السّلام - از مادر متولد شد و او را با فرزندم « قثم » شير مىدادم ! « امّ الفضل » مىگويد : روزى اين كودك را حضور رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله بردم ، همين كه در دامان آن حضرت قرار گرفت ، ادرار كرد . من ( اين عمل را نسبت به رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله بىادبى احساس كردم ) دست به شانهء او زدم . رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : فرزندم را آزار دادى خدا تو را بيامرزد ! [ مستدرك حاكم 3 / 176 ] به سند خود ، از « امّ الفضل » دختر « حارث » روايت مىكند كه در يكى از اوقات ، حضور رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله شرفياب شده و عرض كردم : يا رسول الله ! ديشب خواب وحشتناكى ديدم . پرسيد : چه خواب ديدى ؟ عرض كردم : خواب نگران كنندهاى ! فرمود : جريانش را بيان كن . عرض كردم : در خواب ديدم گويا قطعهاى از بدن شما جدا شد و در دامن من قرار گرفت . رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : بر خلاف انتظار تو ، اين خواب خوبى است ، به زودى - به خواست خدا - از فاطمه عليها السّلام فرزندى به دنيا مىآيد و در دامن دايگى تو قرار مىگيرد . چنان كه حضرت تعبير فرموده بود ، امام حسين عليه السّلام متولد شد و مرا به دايگى آن حضرت گماردند . [ طبقات ابن سعد 8 / 204 ] به سند خود ، از « سمّاك بن حرب » روايت مىكند كه « امّ الفضل » همسر « عباس بن عبد المطلب » به رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله ، عرض كرد : ديشب در خواب ديدم كه گويا عضوى از اعضاى شما در خانهء من است . پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : خواب خوبى ديدهاى ، به زودى از فاطمه عليها السّلام پسرى متولد مىشود و تو او را با فرزندت « قثم » شير خواهى داد . « سماك » گويد : چنان كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله فرموده بود ، امام حسين عليه السّلام از فاطمه عليها السّلام متولد شد و « ام الفضل » دايگى او