السيد الطباطبائي ( مترجم : استاد ولى )
71
سنن النبى ( آداب و سنن پيامبر ص ) ( فارسى )
كسانى ما اوارى به عورتى ، و اتجمّل به في النّاس « سپاس و ستايش خدايى را كه بر من جامهاى پوشانيد كه با آن شرمگاهم را بپوشانم و آراسته در ميان مردم ظاهر شوم . » و چون لباس را در مىآورد از سمت چپ بيرون مىآورد . چون لباس نو مىپوشيد ، لباسهاى كهنه را به فقير مىداد و مىفرمود : هيچ مسلمانى نيست كه لباس كهنهء خود را فقط براى رضاى خدا به فقيرى بپوشاند مگر آنكه در پناه و خير خداوند خواهد بود تا زمانى كه آن لباس بر تن فقير است ، خواه بخشندهء لباس زنده باشد يا مرده . تشكى از پوست داشت كه با ليف خرما پر شده بود و طول آن حدود دو ذراع و عرض آن حدود يك ذراع و يك وجب بود . و نيز عبايى داشت كه هر جا مىرفت آن را دو تا كرده به زير آن حضرت مىانداختند . و نيز روى حصير بدون آنكه چيز ديگرى زير خود بيندازد مىخوابيد . از اخلاق آن جناب اين بود كه چهارپايان و اسلحه و اثاث خود را نامگذارى مىنمود . نام پرچمش عقاب ، و نام شمشيرش كه با آن در جنگها حاضر مىشد ذو الفقار ، و نام شمشيرهاى ديگرش مخذم ، رسوب و قضيب بود . قبضهء شمشيرش به نقره آراسته بود ، و كمربندى كه مىبست از چرم بود و سه حلقهء نقره در آن بود . كمانش كتوم ، و جعبهء تيرش كافور نام داشت . نام شتر آن حضرت قصوى بود كه به آن عضباء مىگفتند . و نام استرش دلدل ، و درازگوشش يعفور ، و گوسفندى كه از شير آن مىآشاميد عينه بود . آن حضرت سبويى از سفال داشت كه با آب آن وضو مىگرفت و از آن مىنوشيد ، و مردم كودكان خردسال خود را كه خوب و بد را مىفهميدند مىفرستادند و آنان داخل منزل آن حضرت مىشدند بدون آنكه كسى مانع آنها شود ، آنگاه اگر در آن سبو آبى مىيافتند مىآشاميدند و براى تبرّك بر صورت و بدن خود مىماليدند .