السيد الطباطبائي ( مترجم : استاد ولى )

208

سنن النبى ( آداب و سنن پيامبر ص ) ( فارسى )

آن حضرت نزديك نمىشدند . 475 ) رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله از پشت سر نگاه مىكرد چنان كه از پيش رو نگاه مىكرد ، و از پشت سر مىديد چنان كه از پيش رو مىديد . 476 ) رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله در خواب مىشنيد چنان كه در بيدارى مىشنيد . 477 ) رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله از روزى كه خدا او را آفريد بوى بد از وى به مشام نرسيد . 478 ) رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله هرگز محتلم نشد . 479 ) هر حيوانى كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله بر آن سوار شد هرگز پير نگشت و بر آن حال باقى ماند . 480 ) مردم به وجود مبارك رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله استشفاء مىكردند . 481 ) هيچ كس تاب مقاومت با رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله را نداشت . 482 ) سليمان بن خالد گويد : به امام صادق عليه السّلام عرضه داشتم : مردم مىگويند : اگر على عليه السّلام حقّى در خلافت داشت چرا قيام نكرد تا حق خويش را بگيرد ؟ آن حضرت فرمود : خداى متعال اين موضوع ( به تنهايى قيام كردن بدون اينكه ياورى داشته باشد ) را فقط بر يك نفر واجب كرده بود آن هم رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله بود چنان كه خداى متعال فرمود : « پس در راه خدا كارزار كن و اين تكليف خود توست ، و مؤمنين را به جنگ ترغيب كن « 1 » » . اين تكليف تنها براى رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله بود ، ولى در بارهء ديگران فرمود : « در جنگ عقب‌نشينى جايز نيست مگر براى كسى كه بخواهد براى ادامهء جنگ جاى خود را در ميدان عوض كند و يا به جمعيتى ملحق شود و از آنان يارى بجويد « 2 » » . سپس امام صادق عليه السّلام فرمود : در آن روز ( روز غصب خلافت ) جمعيتى نبود كه على عليه السّلام را در امر خلافت يارى كند [ و الّا قيام مىكرد ] .

--> ( 1 ) نساء / 84 . ( 2 ) انفال / 16 .