السيد الطباطبائي ( مترجم : استاد ولى )
18
سنن النبى ( آداب و سنن پيامبر ص ) ( فارسى )
داشت . نه خشن بود ، نه خوار و زير دست . هر نعمتى در نظرش بزرگ مىنمود گر چه اندك باشد و هرگز نعمتى را مذمّت نمىكرد ؛ آرى از هيچ طعامى بد نمىگفت و تعريف هم نمىكرد . دنيا و ناملايماتش او را به خشم نمىآورد ولى هنگامى كه پاى حق در ميان بود از شدت خشم كسى او را نمىشناخت و چيزى مانع او نبود تا آنكه حق را بازستاند . با تمام دست اشاره مىكرد [ نه با انگشت ] و به هنگام تعجب دست را پشت و رو مىكرد . زمانى كه سخن مىگفت دستها را به هم مىچسباند و شست دست چپ را به كف دست راست مىزد . چون خشم مىگرفت روى خود را بر مىگرداند و چشم را فرو مىخواباند . بيشتر خندهاش تبسّم بود و چون مىخنديد دندانهايش مانند دانههاى تگرگ نمايان مىشد . امام مجتبى عليه السّلام فرمود : مدتى اين مطالب را از حسين عليه السّلام پنهان كردم سپس براى او بازگفتم ، ديدم او پيش از من از آنها آگاه بوده است ! در اين باره از او پرسيدم ، ديدم او از پدر بزرگوارش از وضع داخلى و خارجى پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و از چگونگى مجلس و شكل و شمايل آن حضرت پرسيده بود و همه را باز گفت و چيزى را فرو نگذاشت . وضع داخلى آن حضرت امام حسين عليه السّلام فرمود : از پدرم از وضع داخلى رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله پرسيدم ، فرمود : به منزل رفتنش به اختيار خود بود و چون به منزل مىرفت اوقات خويش را سه قسمت مىكرد : قسمتى براى عبادت خداوند ، قسمتى براى خانواده و قسمتى براى خود . اما قسمت خودش را باز ميان خود و مردم قسمت مىكرد و پس از فراغت از كار خواص به كارهاى عموم مىپرداخت و چيزى از آن وقت را براى