السيد الطباطبائي ( مترجم : استاد ولى )

135

سنن النبى ( آداب و سنن پيامبر ص ) ( فارسى )

به لرزه افتاد و بىاختيار به حالت ركوع در آمد و در آن حال گفت : « سبحان ربّى العظيم و بحمده » . و چون از ركوع برخاست ، به سوى حق تعالى در مقام و جايگاهى بالاتر از حالت قبلى متوجه شد [ از ترس و عظمت حق ] به سجده افتاد و گفت : « سبحان ربّى الاعلى و بحمده » . چون اين ذكر را هفت بار تكرار كرد حالت خوف و ترس از او زايل شد . به اين جهت « سنّت » بر آن قرار گرفت . 307 . عبايه گويد : امير المؤمنين عليه السّلام به محمّد بن أبى بكر نوشت : مراقب ركوع و سجودت باش ، زيرا رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله كه نمازش را كامل‌تر از همه انجام مىداد و بهتر از ديگران مراعات مىكرد ، چون به ركوع مىرفت سه بار مىگفت : « سبحان ربّى العظيم و بحمده » . . . و چون به سجده مىرفت ، مىگفت : « سبحان ربّى الاعلى و بحمده » . 308 . على عليه السّلام فرمود : رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله چون به سجده مىرفت ، دو زانوى خود را قبل از دست‌ها به طرف زمين پيش مىبرد . مؤلف : در اخبار زيادى از اهل بيت عليهم السّلام ذكر شده كه مستحب است هنگام سجده رفتن دست‌ها را پيش از زانوها بر زمين بگذارند . و شايد مراد از « استقبال » زانوها به طرف زمين ، در اين حديث ، پيش بردن آن در موقع خم شدن باشد نه آن كه آنها را قبل از دستها بر زمين گذارد ( به اين صورت كه رسول خدا چون مىخواست به سجده برود ، اول با زانو به طرف زمين خم مىشد ولى دست‌هاى خود را پيش از زانوان بر زمين مىنهاد ) . 309 . على عليه السّلام فرمود : رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله موقع سجده كردن بر كف‌هاى دست خود تكيه مىكرد و بازوهاى خود را باز نگه مىداشت به طورى كه زير بغل‌هايش از پشت سر ديده مىشد . 310 . روايت شده كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله بر « خمره » - يعنى حصير كوچكى كه از برگ درخت خرما بافته مىشود - سجده مىكرد .