السيد الطباطبائي

85

سنن النبى ( ص ) ( بوستان كتاب ) ( فارسى )

65 . در كافى از معمر بن خلاد روايت شده كه گفت : « از حضرت رضا عليه السلام پرسيدم : قربانت گردم ، انسان در ميان جمعى قرار گرفته و سخنى پيش مىآيد ، مزاح مىكنند و مىخندند ! فرمود : مانعى نيست ، اگر [ توهين ] نباشد . راوى گويد : من يقين كردم منظور حضرت فحش دادن و ناسزا گفتن است . بعد فرمود : مرد عربى پيش رسول خدا صلى الله عليه و آله مىآمد و براى حضرت هديه مىآورد ، و همان‌جا مىگفت : پول هديه مرا مرحمت كن . رسول خدا صلى الله عليه و آله مىخنديد . و آن حضرت هر وقت غمناك مىگرديد ، مىفرمود : اعرابى چه شد ، كاش مىآمد » . « 1 » 66 . در كافى از امام صادق عليه السلام نقل شده كه فرمود : « رسول خدا صلى الله عليه و آله بيشتر اوقات رو به قبله مىنشست » . « 2 » 67 . در مكارم گويد : « چون طفل صغيرى را براى دعا ، يا نام‌گذارى به حضور پيغمبر اكرم مىآوردند ، حضرت براى احترام كسانش او را در دامن خود مىگذارد . گاهى اتفاق مىافتاد كه طفل در دامن پيغمبر ادرار مىكرد . از كسانى كه ناظر بودند ، به روى كودك صيحه مىزدند . نبى اكرم صلى الله عليه و آله مىفرمود : با تندى از ادرار كودك جلوگيرى نكنيد . طفل را آزاد مىگذاشت تا ادرار كند . موقعى كه دعا ، يا نام‌گذارى تمام مىشد ، كسان طفل در نهايت مسرت ، كودك خود را مىگرفتند ، و آزردگى و ملالت‌خاطر در پيغمبر احساس نمىكردند . موقعى كه آنان مىرفتند ، حضرت لباس خود را تطهير مىفرمود » . « 3 » 68 . و در همان كتاب است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله هنگامى كه سواره بود ، نمىگذاشت كسى پياده با آن حضرت حركت كند و او را با خود سوار مىكرد . چنانچه طرف قبول

--> ( 1 ) . الكافي ، ج 2 ، ص 663 و نيز ر . ك : المناقب ، ج 1 ، ص 101 و بحار الانوار ، ج 16 ، ص 294 ( 2 ) . الكافي ، ج 2 ، ص 661 ؛ مكارم الاخلاق ، ج 1 ، ص 25 و المستدرك عن المشكوة ، ج 2 ، ص 76 ( 3 ) . مكارم الاخلاق ، ج 1 ، ص 25