السيد الطباطبائي

82

سنن النبى ( ص ) ( بوستان كتاب ) ( فارسى )

روايت كرده كه آن جناب سه جور مىنشست : « قرفصاء » ؛ و آن عبارت از اين بود كه ساق‌هاى پا را بلند مىكرد و دو دست خود را از جلو بر آن حلقه مىزد . گاهى دو زانو مىنشست و گاهى يك پا را زير ران خود گذاشته و پاى ديگر را روى آن مىخواباند . و هرگز ديده نشد كه آن حضرت چهار زانو به طرز متكبران بنشيند . « 1 » 59 . در مكارم از على عليه السلام روايت شده كه فرمود : « هرگز نشد رسول خدا صلى الله عليه و آله با كسى مصافحه كند و آن حضرت جلوتر از طرف ، دست خود را از دست وى بكشد ، تا اين‌كه طرف ، دست آن حضرت را رها سازد . و هرگز نشد كه با كسى در حاجتى همكارى كند و آن حضرت پيش از طرف از آن كار منصرف گردد . و نشد كسى با آن جناب سر صحبت باز كند و او پيش از طرف سكوت نمايد . ديده نشد پيش روى كسى پاى خود را دراز كند . و هرگز بين دو امر مخير نشد ، مگر اين‌كه دشوارترين آن دو را اختيار فرمود . در ظلمى كه به او مىشد ، به مقام انتقام در نمىآمد ، مگر اين‌كه محارم خدا هتك شود ، كه در اين صورت خشم مىكرد و خشمش هم براى خداى تعالى بود . تا زنده بود در حال تكيه دادن ، غذا ميل نفرمود . و چيزى از آن حضرت درخواست نشد كه پاسخ رد بدهد . و هرگز حاجت سائلى را رد نكرد ، تا جايى كه ممكن بود ، حاجت او را برمىآورد و گرنه به زبان نرم و شيرينى او را راضى مىساخت . نمازش در عين تماميت از همه نمازها سبك‌تر و خطبه‌اش از همهء خطبه‌ها كوتاه‌تر و از بيهوده گويى بر كنار بود . اشخاص آن جناب را به بوى خوشى كه از وى به مشام مىرسيد ، مىشناختند . و چون با ديگران بر سر سفره مىنشست ، اول كسى بود كه شروع به غذا خوردن مىكرد و آخرين كسى بود كه از غذا دست مىكشيد . و هنگام غذا خوردن از جلوى

--> ( 1 ) . الكافى ، ج 2 ، ص 661 ؛ مكارم الاخلاق ، ج 1 ، ص 25 و فى المستدرك ، ج 2 ، ص 75