السيد الطباطبائي
78
سنن النبى ( ص ) ( بوستان كتاب ) ( فارسى )
هيچ سلطانى به خاطر ملكش نمىترسيد ، فقير و سلطان را به يك نحو دعوت به توحيد مىنمود و اين و آن در نظرش يكسان بود . « 1 » 47 . در همان كتاب است كه مىگويد : « رسول خدا صلى الله عليه و آله از همهء مردم ديرتر به غضب مىآمد و از همه زودتر راضى مىشد و مهربانترين و خيرخواهترين و نافعترين مردم به آنان بود » . « 2 » 48 . و باز در همان كتاب است كه گفت : « رضايت و مسرت رسول خدا صلى الله عليه و آله بهترين رضايتها بود . و در موعظه و نصيحت جدى بود و هنگام غضب - كه جز براى خدا صورت نمىگرفت - چيزى تاب مقاومت غضب آن جناب را نداشت . خلاصه در تمام كارهايش جدى بود . و چون به مصيبتى گرفتار مىشد ، امور خويش را به خدا واگذار مىكرد و از حول و قدرت خويش برائت مىجست و از خدا راه چاره طلب مىكرد » . « 3 » 49 . در كافى از امام باقر عليه السلام روايت شده كه فرمود : « رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : بدانيد كه هر عبادتى در ابتدا شدت و افراطى دارد ، بعد اين حالت به فترت و سستى برمىگردد . پس كسى كه شدت عبادتش بر طبق سنت من بشود ، راه را پيدا كرده و هركس مخالف سنت شد ، گمراه گشته و عمل او تباه خواهد بود . مردم بدانيد ، من نماز مىخوانم و مىخوابم ، روزه مىگيرم و افطار مىكنم ، مىخندم و گاهى مىگريم . پس هر كسى از راه روشن سنت من اعراض كند ، از من نيست » . « 4 » اخبار راجع به مطالب گذشته به قدرى زياد است كه نمىشود همه را در اين جا جمع نمود و ما از هر بابى تنها يك يا دو حديث نقل كرديم ، چرا كه روايات مربوط به جزئيات زندگى حضرتش بسيار است .
--> ( 1 ) . احياء العلوم ، ج 2 ، ص 354 و 360 و المناقب ، ج 1 ، ص 145 ( 2 ) . احياء العلوم ، ج 2 ، ص 363 ( 3 ) . همان ، ص 366 ( 4 ) . الكافى ، ج 2 ، ص 85