السيد الطباطبائي
208
سنن النبى ( ص ) ( بوستان كتاب ) ( فارسى )
دعا و تعويذ آن حضرت براى تب 405 . در كتاب طب الائمه از امير مؤمنان عليه السلام روايت شده كه فرمود : تب شديدى عارض رسول خدا صلى الله عليه و آله شد . جبرئيل آمد و او را با اين دعا « تعويذ » كرد : با نام خدا تو را تعويذ مىكنم و پناه مىدهم ، با نام خدا تو را از هر دردى كه آزارت مىرساند ، شفا مىدهم و در حقيقت خدا شفادهندهء توست . به نام خدا اين تعويذ را بگير ، پس بايد كه تو را تهنيت باشد . به نام خداوند بخشندهء مهربان ، سوگند به فرودگاه ستارگان . . . و آن به حقيقت ، قسمى بزرگ است كه بايد به اذن خداوند بهبودى يا بى . پس رسول خدا صلى الله عليه و آله برخاست و از بند تب نجات پيدا كرد . حضرت به جبرئيل فرمود : تعويذى بليغ بود ! جبرئيل عرضه داشت : آن از خزانهاى بود كه در آسمان هفتم است . « 1 » دعا و تعويذ آن حضرت براى دفع سِحر 406 . در بحار الانوار از ابن عباس روايت شده كه « لبيد بن اعصم » براى رسول خدا صلى الله عليه و آله جادو كرد و آن را در چاه « بنى زريق » پنهان نمود . پس رسول خدا صلى الله عليه و آله مريض شد . موقعى كه آن حضرت خوابيده بود ، دو ملك آمدند و يكى بالاى سر و ديگرى پايين پاى حضرت نشستند و حضرت را به وضع جادو خبر داده ، گفتند : « جادو در ميان جلد طلع خرما نهاده شده و در ته چاه « ذروان » ، زير سنگى نهاده شده است . رسول خدا صلى الله عليه و آله پس از بيدار شدن ، على عليه السلام را با زبير و عمار فرستاد تا آن را بيرون آورند . على عليه السلام با همراهان آب چاه را كشيدند ، سنگِ تهِ چاه را بلند كردند و
--> ( 1 ) . طب الائمه ، ص 38 ؛ بحار الانوار ، ج 95 ، ص 7 ، 20 و 33 ؛ مكارم الاخلاق ، ج 2 ، ص 431 ؛ قرب الاسناد ، ص 46 و الكافي ، ج 8 ، ص 109