السيد الطباطبائي

104

سنن النبى ( ص ) ( بوستان كتاب ) ( فارسى )

دو جامه داشت كه مخصوص جمعه‌ها بود ، سواى لباس‌هاى ديگرى كه در غير جمعه مىپوشيد . گاهى مىشد كه تنها يك روپوش ، بدون جامهء ديگر به تن مىكرد و دوطرف آن را بين دو شانهء خود گره مىزد و با همان لباس بر جنازه‌ها با مردم نماز مىخواند . و گاهى با همان يك لباس روپوشى در خانه خود نماز مىخواند و آن را به خود مىپيچيد و در آن لباس نيز مجامعت مىكرد . بسا كه با همان لباس نماز شب مىگذاشت . و نيز گاهى از اوقات يك طرف لباس را به تن خود مىپوشيد و طرف ديگرش را به روى بعض از زنان خود مىانداخت و به اين ترتيب در آن نماز مىخواند . آن حضرت عباى سياه رنگى داشت كه آن را به كسى بخشيد . ام سلمه گفت : پدر و مادرم فدايت شود ، آن عبا چه شد ؟ فرمود : آن را به كسى بخشيدم . ام سلمه گفت : هرگز زيباتر از سفيدى شما را در سياهى آن عبا نديدم . و انس بن مالك گويد : بسيارى از اوقات ، آن حضرت نماز ظهر را با ما با يك قطيفه مىخواند ؛ در حالى كه دوطرف آن را به هم گره زده بود . و انگشترى به دست مىكرد . . . تا آن جا كه گويد : و با همان انگشتر نامه‌ها را مهر مىزد و مىفرمود : مهر كردن نامه‌ها بهتر از تهمت است . عرقچين بر سر مىگذاشت و گاهى آن را زير عمامه ، و بعضى اوقات تنها به سر مىنهاد و گاهى نيز آن را از سر برمىداشت و شالى به سر و پيشانى مىبست . عمامه‌اى داشت كه آن را « سحاب » مىگفتند . آن را به على عليه السلام بخشيده بود ، چون على عليه السلام با آن عمامه مىآمد ، رسول خدا صلى الله عليه و آله مىفرمود : « على » در « سحاب » پيش شما آمد . هميشه لباس را ، از طرف راست مىپوشيد و مىگفت : « شكر خدا را كه مرا به چيزى كه عورتم را به آن پنهان كنم و خود را در بين مردم با آن