محمد باقر ملكيان
93
علوم قرآن در تفسير الميزان و آثار علامه طباطبايى ( قده ) ( فارسى )
دارد ؛ و جايى ديگر فرموده : فَلْيَأْتُوا بِحَدِيثٍ مِثْلِهِ « 1 » كه گويا تحدى به كلامى مثل كلام قرآن است ، هرچند كه آن كلام از يك سوره كمتر باشد . در مورد چرايى اختلاف اين پيشنهادها ممكن است علتش اين باشد كه هريك از اين آيات غرضى خاص از تحدى دارد . توضيح اينكه امتيازات قرآن بدان جهت كه كلامى الهى است - و صرف نظر از فصاحتى كه در لفظ آن و بلاغتى كه در نظم آن هست - ، همه مربوط به معانى و مقاصد قرآن است . منظور از معنا آن معنايى كه منظور علماى بلاغت مىباشد نيست ، كه مىگويند : بلاغت از صفات معنا است ، و الفاظ چيز پيش پا افتادهاى است كه مفاهيم از جهت ترتب طبيعى كه در ذهن دارند به وسيله آن الفاظ معنون و تعبير مىشوند . آن معنايى كه در نظر علماى ادب هست در كلامهاى بيهوده و فحش و دروغ صريح و هجو و تهمت نيز يافت مىشود ، و كسى كه آشناى به فنون ادبيات است مىتواند در همه اين سخنان بيهوده نكات ادبى را بگنجاند ، چنانكه مىبينيم مقدار زيادى از اين گونه سخنان بيهوده و در عين حال اديبانه از شعرا و اديبان گذشته به عنوان شعر و نثر به يادگار مانده است . بلكه منظور از معنا و مقصد قرآن همان چيزى است كه خود قرآن در توصيف آن فرموده : الْكِتابِ الْحَكِيمِ « 2 » « 3 » كِتابٍ مُبِينٍ الْقُرْآنَ الْعَظِيمَ « 4 »
--> ( 1 ) . سوره طور : 34 . ( 2 ) . سوره يونس : 1 . ( 3 ) . سوره لقمان : 2 . ( 4 ) . سوره حجر : 87 .