محمد باقر ملكيان

74

علوم قرآن در تفسير الميزان و آثار علامه طباطبايى ( قده ) ( فارسى )

تحدّى قرآن به اين‌كه اختلافى در آن نيست قرآن كريم به اين معنا تحدى كرده ، كه در سراپاى آن اختلافى در معارف وجود ندارد ، و فرموده : أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ ، لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً « 1 » . و اين تحدى درست و بجا است ، براى اين‌كه اين معنا بديهى است ، كه حيات دنيا ، حيات مادى و قانون حاكم در آن قانون تحول و تكامل است ، هيچ موجودى از موجودات ، و هيچ جزئى از اجزاء اين عالم نيست ، مگر آن‌كه وجودش تدريجى است ، كه از نقطه ضعف شروع مىشود ، و به سوى قوت و شدت مىرود ، از نقص شروع شده ، به سوى كمال مىرود ، تا هم در ذاتش ، و هم در توابع ذاتش ، و لواحق آن ، يعنى افعالش ، و آثارش تكامل نموده ، به نقطه نهايت كمال خود برسد . يكى از اجزاء اين عالم انسان است ، كه لا يزال در تحول و تكامل است ، هم در وجودش ، و هم در افعالش ، و هم در آثارش ، به پيش مىرود ، يكى از آثار انسانيت ، آن آثارى است كه با فكر و ادراك او صورت مىگيرد ، پس احدى از ما انسان‌ها نيست ، مگر آن‌كه خودش را چنين در مىيابد ، كه امروزش از ديروزش كامل‌تر است ، و نيز لا يزال در لحظه دوم ، به لغزش‌هاى خود در لحظه اول برميخورد ، لغزش‌هايى در افعالش ، در اقوالش ، اين معنا چيزى نيست كه انسانى با شعور آن را انكار كند ، و در نفس خود آن را نيابد . و اين كتاب آسمانى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله آن را آورده ، به تدريج نازل شده ، و پاره‌پاره و در مدت بيست و سه سال براى مردم قرائت مىشد . درحالىكه در اين مدت حالات مختلفى ، و شرائط متفاوتى پديد آمد ، پاره‌اى از آن در مكه و

--> ( 1 ) . سوره نساء : 82 .