محمد باقر ملكيان
67
علوم قرآن در تفسير الميزان و آثار علامه طباطبايى ( قده ) ( فارسى )
و قوانين دينى و فرعى ، از عبادتها و معاملات و سياسات اجتماعى و هرچيز ديگرى كه انسانها در مرحله عمل بدان نيازمندند ، نه تنها متعرض كليات و مهمات مسائل است ، بلكه جزئىترين مسائل را نيز متعرض است . و عجيب اين است كه تمام معارفش براساس فطرت ، و اصل توحيد بنا شده ، به طورى كه تفاصيل و جزئيات احكامش ، بعد از تحليل ، به توحيد بر مىگردد ، و اصل توحيدش بعد از تجزيه به همان تفاصيل بازگشت مىكند . قرآن كريم خودش بقاء همه معارفش را تضمين كرده ، و آن را نه تنها صالح براى تمامى نسلهاى بشر دانسته ، و در آيه : وَ إِنَّهُ لَكِتابٌ عَزِيزٌ ، لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ ، تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ « 1 » و آيه : إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ ، وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ « 2 » فرموده كه اين كتاب با مرور ايام و كرور ليالى كهنه نمىشود ، كتابى است كه تا آخرين روز روزگار ، ناسخى ، هيچ حكمى از احكام آن را نسخ نمىكند و قانون تحول و تكامل آن را كهنه نمىسازد . خواهى گفت : جامعهشناسان و قانوندانان عصر حاضر ، اين معنا برايشان مسلم شده كه قوانين اجتماعى بايد با تحول اجتماع و تكامل آن تحول بپذيرد ، و پابپاى اجتماع رو به كمال بگذارد ، و معنا ندارد كه زمان به سوى جلو پيش برود ، و تمدن روزبروز پيشرفت بكند ، و در عين حال قوانين اجتماعى قرنها قبل ، براى امروز ، و قرنها بعد باقى بماند . در جواب اين شبهه بايد گفت : قرآن اساس قوانين را بر توحيد فطرى ، و اخلاق فاضله غريزى بنا كرده ، ادعاء مىكند كه تشريع ( تقنين قوانين ) بايد بر
--> ( 1 ) . سوره فصلت : 42 . ( 2 ) . سوره حجر : 9 .