محمد باقر ملكيان

27

علوم قرآن در تفسير الميزان و آثار علامه طباطبايى ( قده ) ( فارسى )

اراده را اراده تشريعى مىگويند . خداى متعال در چندين جا از كلام خود مىفرمايد : إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ « 1 » . پس از روشن شدن اين مقدمات بايد دانست كه قرآن مجيد با رعايت اين مقدمات سه‌گانه - يعنى با عطف نظر به اين‌كه انسان در زندگى خود هدفى دارد ( سعادت زندگى ) كه بايد در راه بدست آوردن آن در طول زندگى تلاش و كوشش نمايد و اين فعاليت بدون برنامه نتيجه‌بخش نخواهد بود و اين برنامه را نيز بايد از كتاب فطرت و آفرينش خواند و به عبارت ديگر از تعليم الهى فرا گرفت - شالوده برنامه زندگى انسان را به اين نحو ريخت : اساس برنامه خود را خداشناسى قرار داد و اعتقاد بيگانگى خدا را اولين اساس دين شناخت و پس از شناسانيدن خدا معادشناسى را از آن نتيجه گرفت و اصل ديگر قرارداد و پس از آن پيغامبرشناسى را از معادشناسى نتيجه گرفت ، زيرا پاداش اعمال نيك و بد بدون ابلاغ قبلى طاعت و معصيت و نيك و بد از راه وحى و نبوت صورت نمىبندد . و آن را نيز اصل ديگر قرار داده ، سه اصل نامبرده - اعتقاد بيگانگى خدا و اعتقاد به نبوت و اعتقاد به معاد - را اصول دين اسلام شمرد . پس از آن در مرتبه اصول اخلاق پسنديده و صفات حسنه مناسب اصول سه‌گانه را كه يك انسان واقع‌بين باايمان بايد واجد آنها و متصف به آنها باشد بيان نمود . و پس از آن قوانين عملى كه در حقيقت حافظ سعادت حقيقى و زاينده و پرورش‌دهنده اخلاق پسنديده و بالاتر از آن عامل رشد و ترقى اعتقادات حقه و اصول اوليه مىباشند تاسيس و بيان داشت .

--> ( 1 ) . سوره يوسف : 40 .