محمد باقر ملكيان

103

علوم قرآن در تفسير الميزان و آثار علامه طباطبايى ( قده ) ( فارسى )

آرى ، كمالات معنوى و انسانى كه در حقيقت منابع اعمال آدمى ، و اعمال آدمى آثار آن منابع است ، راهش اين راه و وضعش اين وضع است ، و هرانسانى مىتواند با تمرين و ممارست پىگير اين راه را ادامه دهد ، و مراقب باشد از آن منحرف نگردد ، تا وقتى كه آن صفتى كه در پى كسب آن است ملكه‌اش شده ، كارش به جايى برسد كه هرعملى مىكند نشان‌دهنده آن صفت باشد ، حال يا حد كامل آن صفت را نشان دهد و يا پايين‌تر از آن را . پس روى اين حساب اگر قرآن كريم گفتار شخص رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بود و فرض كنيم كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بليغ‌ترين و فصيح‌ترين انسان دنيا بوده ، هركس ديگرى مىتواند اهتمام به خرج دهد ، و برطبق روشى كه آن جناب داشته و توانسته آن نظم بديع و بىسابقه را در كلام خود به كار برد تمرين كند ، و اگر نتوانست در همه قرآن با آن جناب معارضه نمايد حداقل در بعضى از كلمات او - مثلا در يك سوره - از آن جناب تقليد نموده يك سوره مثل قرآن درست كند . آرى ، قرآن كريم در هيچ‌يك از آيات تحديش نفرموده « اگر شك داريد كه اين كلام از ناحيه خداى تعالى نازل شده يك سوره بليغ‌تر از آن و يا بهتر از آن و يا يك حديثى بليغ‌تر و بهتر از آن بياوريد » تا كسى در رد آن تحدى بگويد : قرآن بليغ‌ترين كلام و يا بهترين كلام بشر است و ديگر هيچ بشرى نمىتواند بليغ‌تر و بهتر از آن را به وجود آورد ، و نتيجه بگيرد كه عدم توانايى بشر برآوردن كلامى بليغ‌تر از قرآن دليل نيست بر اين‌كه قرآن كلام غير بشر است ، بلكه فرموده : « مثل آن را بياوريد » و يا « يك سوره مثل آن را بياوريد » و يا « يك حديث مثل آن را بياوريد » و كسى نمىتواند انكار كند كه هرانسانى مىتواند مثل