على رمضان اوسى
82
روش علامه طباطبايى در تفسير الميزان ( فارسى )
3 - « الكشاف عن حقائق التّنزيل و عيون الاقاويل فى وجوه التّأويل » تأليف : ابو القاسم جار اللّه محمود بن عمر زمخشرى خوارزمى متوفّى به سال 538 ه . ق . « 9 » تأثير تفسير كشّاف و آراء زمخشرى در صفحات الميزان ، بوضوح مشاهده مىشود . تفسير كشّاف از لحاظ اهميّت و ميزان استناد علّامه به آن در الميزان ، قرين مجمع البيان است - كه بعدا دربارهء آن صحبت خواهيم كرد - علّامه در بيان معناى آيهاى با استفاده از شكل بلاغى يا حالت اعرابى آن ، از تفسير كشّاف كمك گرفته است . اگر ميان مواردى كه علّامه از روايتهاى تفسير كشّاف استفاده نموده ، با جوانبى كه ذكر آن گذشت مقايسه كنيم ، خواهيم ديد كه آن مرحوم در موارد اندكى روايتهاى تفسيرى را از كشّاف نقل كرده است . « 10 » در تفسير آيهء : ( كَلَّا وَ الْقَمَرِ وَ اللَّيْلِ إِذْ أَدْبَرَ وَ الصُّبْحِ إِذا أَسْفَرَ إِنَّها لَإِحْدَى الْكُبَرِ نَذِيراً لِلْبَشَرِ ) علّامه كلامى از زمخشرى در معناى ( كلّا ) نقل كرده است . آنجا كه مىگويد : كلّا يا به معناى انكار « تذكر » بودن آيات قرآنى براى منافقان و كفار است ، چون اينان متذكر نمىشوند و يا ردع كسانى است كه منكرند كه يكى از آيات بزرگ الهى ( يعنى قيامت ) مىتواند نذير باشد . بنا بر احتمال اوّل ، « كلّا » انكار مطلب گذشته و بنا بر احتمال دوّم انكار و ردّ مطلب آينده است . « 11 » علّامه در ذيل آيهء : ( يَوْمَ تَرَوْنَها تَذْهَلُ كُلُّ مُرْضِعَةٍ عَمَّا أَرْضَعَتْ وَ تَضَعُ كُلُّ ذاتِ حَمْلٍ حَمْلَها وَ تَرَى النَّاسَ سُكارى وَ ما هُمْ بِسُكارى وَ لكِنَّ عَذابَ اللَّهِ شَدِيدٌ )
--> ( 9 ) - داودى : طبقات المفسرين : 2 / 314 - 316 . ( 10 ) - الميزان : 10 / 245 ، 20 / 70 ، 240 كه تقريبا به همين موارد محدود مىشود . كشّاف از تفاسير روايى نيست بلكه معروف اينست كه به جنبه بلاغت قرآن پرداخته است . علاوه بر اين زمخشرى پيرو مذهب معتزله است و لذا آيات را بر طبق عقايد معتزلى خود تأويل برده يا تفسير مىكند . شايد اين دو مطلب باعث شد كه علامه طباطبائى به تعداد معدودى از روايات مذكور در كشّاف استناد جويد . ( 11 ) - الميزان : 20 / 94 ، مدثر : آيات : 32 - 36 و كشّاف : زمخشرى ، انتشارات دار المعارف : 4 / 186 .