على رمضان اوسى
16
روش علامه طباطبايى در تفسير الميزان ( فارسى )
آموختهها ، اساتيد ، مسافرتهاى علمى و اجازههاى اجتهاد و نقل روايت و ابعاد فعاليتهاى علمى و شاگردان وى مطالبى نگاشتم . سرانجام ، آثار علمى وى را معرفى كرده و در همين فصل ، نامهاى را به خط علامه كه در مورد زندگى و حيات علمى خود نگاشته است ، آورده و از آن نامه استفاده شايانى در اين فصل نمودم . فصل سوّم : از منابعى كه علّامه در الميزان به آنها استناد نموده ، سخن به ميان آوردم ، كه عبارتند از : منابع تفسيرى و كتب لغت ، منابع حديث و روايت ، منابع مختلف كه شامل ( كتب مقدّس ، منابع تاريخى ، معارف عمومى ، شخصيّتها ، روزنامهها و مجلّات ) و تنها در منابع تفسيرى به تفصيل بحث نمودم و در مباحث ديگر به اختصار پرداختم ، تا بر بينش تفسيرى و شخصيّت علمى علّامه ، از ميان نظريّات مفسّران و آنچه در الميزان از آنها نقل شده ، واقف گردم و جدولى رسم نموده و در آن منابع حديث و روايت را گرد آوردم . بخش دوّم : در اين بخش از روش علّامه طباطبائى در تفسير سخن به ميان آورده و آن را به سه فصل تقسيم كردم : فصل اوّل : نگاهى به روش مفسّران ، توصيف مختصرى « از الميزان » كه در آن به مهمترين روشهاى تفسيرى در تاريخ تفسير پرداخته و سپس به توصيف روش تفسيرى علّامه در الميزان پرداختم . اين فصل و فصل قبل از آن مقدّمهاى براى بحث در روش علّامه در الميزان مىباشد . فصل دوم : به جنبه روائى الميزان پرداختم و تفسير قرآن به قرآن و موارد استفادهء علّامه از اين قاعده در تفسير را توضيح دادم . از آن جهت كه سياق ( محتوى ) - علىرغم اينكه احيانا نگرش عقلائى را در بردارد - در فهم متن قرآنى از قرائن حاليّه به حساب مىآيد و آيات قرآن در ضمن سياق آنها فهميده مىشود ؛ بحثى در مورد سياق و اثر آن در تفسير قرآن نموده و موارد استفادهء علّامه از سياق در بيان معناى آيات و ترجيح بين آراء مفسّران و غيره را برشمردم . بدنبال آن از تفسير قرآن به سنت و ميزان استناد علّامه به آن ، در بيان معناى آيات سخن به ميان آوردم ، موضع علّامه دربارهء اقوال صحابه و تابعين را بيان كردم و مردود شمردن