مراد على شمس
847
با علامه در الميزان ( فارسى )
كلام را با آبرو و شرف چيزى گره بزنيم كه شرافتش مادون كلام باشد ؛ و لذا مىبينيم خداى تعالى در كتاب خود باسم خود و به صفات خود ، سوگند مىخورد و مىفرمايد : « وَ اللَّهِ رَبِّنا » « 1 » و نيز مىفرمايد : « فَوَ رَبِّكَ لَنَسْئَلَنَّهُمْ » « 2 » و نيز « فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ » . « 3 » و همچنين به پيامبر و ملائكه و كتب و نيز به مخلوقات خود ، چون آسمان ، زمين و شمس ، قمر و نجوم ، شب و روز ، كوهها ، درياها ، شهرها ، انسانها ، درختان ، انجير ، زيتون سوگند خورده . و اين نيست مگر به خاطر اينكه خدا اين نامبردگان را شرافت داده و بدين جهت شرافت حقه و كرامّتى نزد خدا يافتهاند . « 4 » س 819 - آيا مىتوان خدا را به شخص رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و يا به حق رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و يا به مخلوقاتى ديگر سوگند داد ؟ ج - چه مانعى دارد كه يك دعاگوئى از ما وقتى از خدا چيزى را درخواست مىكند ، او را به چيزى از مخلوقاتش كه شرافت داده است سوگند دهد . و اگر اين كار صحيح باشد ، ديگر چه اشكالى دارد كه كسى خدا را به حق و حرمت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله سوگند دهد ؟ و چه دليلى ممكن است تصور شود كه آن جناب را از اين قاعده كلى استثناء كرده باشد ؟ و بجان خودم سوگند كه محمد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله از انجير عراق ، و يا زيتون شام ، كمتر نيست ، كه به آن دو سوگند بخورد ، ولى صحيح نباشد كه بآنجناب سوگند بخورد علاوه بر اينكه مىبينيم در قرآن كريم به جان آن جناب هم سوگند خورده ، و فرموده : « لَعَمْرُكَ إِنَّهُمْ لَفِي سَكْرَتِهِمْ يَعْمَهُونَ ، به جان تو سوگند كه ايشان در مستى خود حيرانند » . « 5 » اين بود جواب از اشكال سوگند دادن خدا به شخص رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و امّا
--> ( 1 ) . سورهء انعام ، آيهء 23 . ( 2 ) . سورهء حجر ، آيهء 92 . ( 3 ) . سورهء ص ، آيهء 82 . ( 4 ) . الميزان ؛ ج 1 ، ص 338 . ( 5 ) . سوره حجر ، آيهء 72 .