مراد على شمس

842

با علامه در الميزان ( فارسى )

به كار مىرود ] واحد مقياسى باشد كه با آن عمل آدمى سنجيده شود ، مثلا براى نماز واحدى باشد از جنس خود آن‌كه همان نماز حقيقى و تمام عيار است ، و براى زكات و انفاق و امثال آنها مقياس و واحدى باشد از جنس خود آنها ، و همچنين براى گفتار واحدى باشد از جنس خودش ، و آن كلامى است كه تمامش حق باشد و هيچ باطلى در آن راه نيافته باشد ، همچنانكه آيهء « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ ، اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد از خداوند پروا داشته باشيد ، حقيقت پروا داشتن » « 1 » به آن اشاره دارد . « 2 » س 810 - با اينكه « حسنات » همه مثل هم نيستند و « سئيات » هم همه از حيث زشتى و مفسده در يك درجه نيستند پس آن ملاكى كه غلبه يكى بر ديگرى را معلوم كند كدام است ؟ ج - يقينا ميزان عادلانه‌اى كه حجت را بر بندگان تمام كند در كار هست [ در روز قيامت ] و يقينا آن ميزان چيزى است كه تنها حسنات بر آن مشتمل است نه سيئه ، و در جايى كه از هركدام تعدادى وجود داشته باشد رجحان و غلبه يكى بر ديگرى به وسيله آن معلوم مىشود بدون اينكه گزافى لازم آيد . و اينها همه مؤيد احتمال ما است كه گفتيم ميزان همان « حق » است . و مراد از توزين عادلانه همان است ، و اعمال بندگان را به همان محك مىسنجند ، هر كس كه اعمالش مشتمل بر مقدار بيشترى از حق بود او رستگارتر است و هر كس ميزانش سبك بود يعنى اعمالش مشتمل بر حق نبود او از كسانى است كه نفس خود را باخته و خود را زيانكار ساخته‌اند و با ظلم به آيات خدا و تكذيب آن چيزى را براى خود باقى نگذاشته‌اند كه در مثل چنين روزى با آن

--> ( 1 ) . سورهء آل عمران ، آيهء 102 . ( 2 ) . الميزان ؛ ج 8 ، ص 11 . [ با تصرف ]