مراد على شمس
840
با علامه در الميزان ( فارسى )
خود به اين امور راضى بود و از آنچه كه عمل مىكند خوشحال باشد ، و اين نيست مگر از مكر الهى است چنان كه خداوند متعال مىفرمايد : « وَ مَكَرُوا وَ مَكَرَ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَيْرُ الْماكِرِينَ ، مكر كردند ، و خدا مكر كرد ، و خدا بهترين ( ماهرترين ) مكركنندگان است » « 1 » و نيز مىفرمايد : « سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لا يَعْلَمُونَ وَ أُمْلِي لَهُمْ إِنَّ كَيْدِي مَتِينٌ ، كمكمك از راهى كه ندانند بگيريمشان و مهلتشان دهيم كه كيد من استوار است » « 2 » و نيز در آيات ديگرى « 3 » به اين مطلب اشاره فرمودهاند . پس چيزىكه آدم مغرور و جاهل را خوشحال مىكند اين است كه گمان مىكند با مخالفت و تمرّد اوامر الهى بر خدا پيشى گرفته و سعادت را به دست آورده است ، در صورتى كه همين مخالفت و تمرّدى را كه او عامل سعادت خود مىداند ، اسباب بدبختى و هلاكتى است كه خدا در صورت عصيان براى او خواسته است . « 4 » بنابراين جميع اين مكرها و مخالفتها و ظلمها و تعدياتى كه از مردم نسبت به وظايف دينى انجام مىگيرد ، و همچنين برخورد آنها با حوادثى كه باطن آنها را بروز مىدهد ، مكر و املاء و خدعهايست الهى ، چه آنكه از حقوق بندگان بر خدا اين است كه آنها را به عاقبت اعمالشان مىرساند ، و خداوند در كار خود پيروز است . و همين مكر و املاء و استدراج وقتى كه به شيطان نسبت داده مىشود از
--> ( 1 ) . سورهء آل عمران ، آيهء 54 . ( 2 ) . سورهء اعراف ، آيهء 83 . ( 3 ) . ر . ك : سورهء فاطر ، آيهء 43 ؛ سورهء انعام ، آيهء 123 . ( 4 ) . ر . ك : سورهء عنكبوت ، آيهء 4 ؛ سورهء رعد ، آيهء 42 .