مراد على شمس

78

با علامه در الميزان ( فارسى )

بدين جهت است كه زمين كروى شكل است ، به دليل آيهء شريفهء : « يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهارَ يَطْلُبُهُ حَثِيثاً ، شب همهء روز را فرامىگيرد و به شتاب آن را دنبال مىكند » « 1 » ، كه مىفهماند شب فراگير روز است . « 2 » و آسمان اوّل همين آسمانى است كه چراغ‌هاى نجوم و كواكب در آن قرار دارند ، پس اين ، آن آسمانى است كه زمين را در احاطهء خود دارد ، و يا به عبارتى در بالاى زمين قرار دارد ، و زمين را در شب‌ها زينت مىبخشد ، آنچنانكه قنديل‌ها و چلچراغ‌ها سقف خانه را زينت مىدهد . « 3 » س 54 - قرآن نسبت به بالاى آسمان دنيا چه خبرهايى داده است ؟ ج - در قرآن نسبت به بالاى آسمان دنيا چيزىكه از وضع آن خبر دهد نيامده ، تنها آيهء شريفهء « سَبْعَ سَماواتٍ طِباقاً » « 4 » مىفهماند كه آسمان‌ها هفت طبقه روى هم است ، و آيهء شريفهء « أَ لَمْ تَرَوْا كَيْفَ خَلَقَ اللَّهُ سَبْعَ سَماواتٍ طِباقاً وَ جَعَلَ الْقَمَرَ فِيهِنَّ نُوراً وَ جَعَلَ الشَّمْسَ سِراجاً ، مگر نديديد چگونه خداى تعالى هفت آسمان را بر روى هم بيافريد و ماه را در آنها و نور و خورشيد را چراغى فروزان قرار داد » . « 5 » نيز همين

--> ( 1 ) . سورهء اعراف ، آيهء 54 . ( 2 ) . سخن مترجم : يعنى همهء آن مكان‌هايى را كه در روز بود فرامىگيرد ؛ و اگر زمين كروى نبود صحيح نبود بگوييم دائما شب روز را فرامىگيرد ، و آن را دنبال مىكند ؛ زيرا در اين صورت چند ساعتى شب به دنبال روز مىبود . و چون به انتهاى سطح زمين مىرسيدند ، روز برمىگشت و شب را دنبال مىكرد . و به عبارتى ديگر : در هرروزى يك روز شب به دنبال روز مىرفت ، و روز ديگر ، روز به دنبال شب ، پس اينكه قرآن به‌طور مطلق فرمود : شب به دنبال روز مىرود جز با كرويت زمين درست درنمىآيد . ( 3 ) . الميزان ؛ ج 10 ، ص 222 . [ با تصرف ] ( 4 ) . سورهء ملك ، آيهء 3 . ( 5 ) . سورهء نوح ، آيات 15 و 16 .