مراد على شمس
758
با علامه در الميزان ( فارسى )
س 729 - كيفيت تعلّق « روح » به بدن و يا پيدايش روح از بدن چگونه بوده است ؟ ج - از آيات قرآنى « 1 » مىتوان استفاده نمود كه انسان در آغاز بجز يك جسمى طبيعى نبود و از به دو پيدايشش صورتهائى گوناگون به خود گرفت ، تا در آخر خداى تعالى همين موجود جسمانى و جامد و خمود را ، خلقتى ديگر كرد كه در آن خلقت انسان داراى شعور و اراده گشت ، كارهايى مىكند كه كار جسم و ماده نيست از قبيل ؛ تصرف و تسخير موجودات و تدبير در امور عالم ، تفكر . . . كه نشان مىدهد نه اين كارها ( اراده و تفكر و . و . و . ) جسمانى است نه فاعل آنكه نفس و روح آدمى است از قبيل جسمانيات مىباشد . پس نفس بالنسبه به جسمى كه در آغاز مبداء وجود او بوده ، ( يعنى بدنى كه باعث و منشأ پيدايش آن بوده ) به منزله ميوه از درخت و بوجهى به منزله روشنائى از نفت است . با اين بيان تا حدّى كيفيت تعلق روح به بدن و پيدايش روح از بدن ، روشن مىگردد ، و آنگاه با فرا رسيدن مرگ اين تعلق و ارتباط قطع مىشود ، ديگر روح با بدن كار نمىكند ، پس روح در اول پيدايشش عين بدن بود و سپس با انشائى از خدا از بدن متمايز مىگردد و در آخر با مردن بدن ، به كلى از بدن جدا و مستقل مىشود . « 2 »
--> ( 1 ) . ر ك : سورهء طه ، آيهء 55 ؛ سورهء الرحمن ، آيهء 14 ؛ سورهء مؤمنون ، آيات 12 - 14 . ( 2 ) . الميزان ( 40 جلدى ) ؛ ج 2 ص 215 + الميزان ( 20 جلدى ) ؛ ج 1 ص 529 و 530 [ با تصرف ]