مراد على شمس
73
با علامه در الميزان ( فارسى )
س 49 - آيا اسلام به افراد خاصى « آزادى در تفكر » داده است ؟ ج - اسلام به كسى كه خود را شايسته تفكر و مستعد براى بحث بداند ، اجازه داده تا با كمال آزادى در هرمسألهاى كه مربوط به معارف دين است تفكر نموده ، در فهم آن تعمق كند ، و نظر بدهد ، علاوه بر اينكه قرآن كريم پر است از آياتى كه مردم را تشويق و ترغيب به تفكر و تعقل و تذكر مىكند . « 1 » س 50 - آيا در اسلام « آزادى در تفكر » حدّ و مرزى هم دارد يا نه ، و با اينكه ما به وجدان مىبينيم كه فهمها و استعدادها در درك حقايق مختلفند چگونه مىتواند حدّ و مرز داشته باشند ؟ ج - در پاسخ مىگوييم ، معلوم است كه فهمها مختلف است زيرا عوامل ذهنى و خارجى در اختلاف فهمها اثر بسزايى دارد ، هركسى يك جور تصور و تصديق دارد ، يك جور برداشت و داورى مىكند . و اين را هم قبول داريم كه اختلاف فهمها باعث مىشود تا مردم در درك آن اصولى كه اسلام اساس خود را بر پايه آنها بنا نهاده مختلف شوند . ليكن اختلاف در فهم دو انسان ( بهطورى كه در علم معرفت النفس و در فن اخلاق و در علم الاجتماع آمده ) بالاخره منتهى مىشود به چند امر ، يا به اختلاف در خلقهاى نفسانى و صفات باطنى از نوع ملكات فاضله يا ملكات زشت است كه اين صفات درونى تأثير بسيارى در درك علوم و معارف بشرى دارند .
--> - تلخيص و تصرف ] ( 1 ) . الميزان ؛ ج 4 ، ص 201 .