مراد على شمس
715
با علامه در الميزان ( فارسى )
و اگر ذكر گفتن لفظى را ذكر بدانيم بايد گفت كه از مراتب ذكر است نه معنى منحصر آن . « 1 » س 690 - مراتب « ذكر » كدامند ؟ ج - ذكر داراى مراتبى است كه اختلاف آن مراتب در آيات زير كاملا مشهود است ؛ « أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ ، آگاه باش كه با ياد خدا دلها آرامش مىيابد » « 2 » ، « وَ اذْكُرْ رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَ خِيفَةً وَ دُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ ، پروردگار خود را در دل به ياد آور ، هم از تضرّع و هم از ترس و هم آهسته به زبان » . « 3 » « فَاذْكُرُوا اللَّهَ كَذِكْرِكُمْ آباءَكُمْ أَوْ أَشَدَّ ذِكْراً ، پس خدا را به ياد آريد آنطور كه به ياد پدران خود هستيد و يا شديدتر از آن » . « 4 » « قُلْ سَأَتْلُوا عَلَيْكُمْ مِنْهُ ذِكْراً ، بگو به زودى ذكرى از او برايت مىخوانم » « 5 » ، [ ذكر لفظى ] در آيهاى كه ذكر را به وصف شدت توصيف كرده ، مقصود از آن ذكر باطنى و معنوى است . چون ذكر لفظى ، شدّت و ضعف ندارد . به حكم آيه « 6 » تنزّل از مقام بلندترى از ذكر و ياد خدا نيز نسيان است ، پس آيه شريفه دلالت دارد بر اينكه ذكر قلبى هم براى خود مراتبى دارد . از اينجا روشن مىشود اينكه بعضى گفتهاند : ذكر بهمعناى حضور معنا است در نفس ، سخنى است درست ، براى اينكه حضور داراى مراتبى است . « 7 » [ از آيات مذكور مىتوان چنين نتيجه گرفت كه ذكر لفظى مرتبهاى از ذكر
--> ( 1 ) . الميزان ( 40 جلدى ) ؛ ج 2 ص 194 + الميزان ( 20 جلدى ) ؛ ج 1 ص 510 [ با تصرف ] . ( 2 ) . سورهء رعد ، آيهء 28 . ( 3 ) . سورهء اعراف ، آيهء 205 . ( 4 ) . سورهء بقره ، آيهء 200 . ( 5 ) . سورهء كهف ، آيهء 83 . ( 6 ) . سورهء كهف ، آيهء 24 . ( 7 ) . الميزان ؛ ج 1 ، ص 511 .