مراد على شمس
683
با علامه در الميزان ( فارسى )
« طريقهاى كه از غير گرفته شده » باشد ، البته اصل در معناى اين كلمه آن طور كه بايد روشن نيست ، آنچه به ذهن نزديكتر است اين است كه ممكن است مرادف با كلمهء شريعت باشد ، به اين معنا كه ملّت هم مثل شريعت عبارت است از طريقهاى خاص ، به خلاف كلمهء « دين » ، بله اين فرق بين دو كلمهء « ملت » و « شريعت » هست ، كه شريعت از اين جهت در آن طريقهء خاص استعمال مىشود ، و به اين عنايت آن طريقه را شريعت مىگويند كه : « طريقهاى است كه از ناحيهء خداى تعالى و به منظور سلوك مردم به سوى او تهيّه و تنظيم شده » ، و كلمهء « ملّت » به اين عنايت در آن طريقه استعمال مىشود كه مردمى آن طريقه را از غير گرفتهاند و خود را ملزم مىدانند كه عملا از آن پيروى كنند ، و چه بسا همين فرق باعث شده كه كلمهء ملّت را به خداى تعالى نسبت نمىدهند و نمىگويند ملّت خدا ، ولى « دين خدا » و « شريعت خدا » مىگويند ، و ملّت را تنها به پيغمبران نسبت مىدهند و مىگويند : ملّت ابراهيم ، چون اين ملّت بيانگر سيره و سنّت ابراهيم عليه السّلام است و همچنين به مردم و امّتها نسبت مىدهند و مىگويند ملّت مردمى با ايمان و يا ملّت مردمى بىايمان ، چون ملّت از سيره و سنّت عملى آن مردم خبر مىدهد ، در قرآن كريم آمده : « مِلَّةَ إِبْراهِيمَ حَنِيفاً وَ ما كانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ، كيش ابراهيم معتدل بود و او از مشركين نبود » ، « 1 » و نيز از يوسف عليه السّلام حكايت كرده كه گفت : « إِنِّي تَرَكْتُ مِلَّةَ قَوْمٍ لا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ ، وَ هُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ كافِرُونَ ، وَ اتَّبَعْتُ مِلَّةَ آبائِي إِبْراهِيمَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ » ، « 2 » كه در آيهء اوّل كلمه ملّت درمورد فرد ، و در آيهء دوّم هم در مورد فرد و هم درمورد قوم استعمال شده ، و در آيهء بعدى كه حكايت كلام
--> ( 1 ) . سوره بقره ، آيه 135 . ( 2 ) . سوره يوسف ، آيه 38 .