مراد على شمس

68

با علامه در الميزان ( فارسى )

و بر فرض هم كه بگوييد اصطفاء ، بايد حتما از بين معاصرين باشد ؛ مىگوييم چه مانعى دارد كه آدم وقتى به مقام اصطفاء رسيده باشد ، كه فرزندانى داشته ، و از بين آنان برگزيده شده باشد ، چون در آيه دلالتى نيست بر اينكه از اوّل خلقتش و قبل از فرزند دار شدنش به اين مقام رسيده باشد . « 1 » * آرامش ( و سكينت ) س 46 - آيا سكينت مؤمنين و پايدارى و اطمينان و آرامش شجاعان و دليران به يك معناست ؟ ج - [ از آيات سكينت استفاده مىشود ] كه سكينت امرى است غير از سكون و پايدارى ؛ البته نه اينكه بخواهيم بگوييم در لغت غير از سكون و پايدارى معناى ديگرى دارد ، بلكه به اين معنا كه منظور خداى تعالى از سكينت مصداق ديگرى غير از آن مصداقى است كه ما آن را در همه شجاعان و دليران يل مىبينيم ، و خلاصه يك نوع خاصى از اطمينان و آرامش نفسانى است ، و خصوصيات و اوصاف مخصوصى به خود دارد . زيرا مىبينيم خداى تعالى هرجا در كلام خودش آن را ذكر مىكند به‌عنوان منّت بر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و مؤمنان و عطيهء مخصوصى كه تنها از ناحيهء خود بر آنان نازل مىكرده اسم مىبرد ، پس معلوم مىشود يك حالت الهى است كه بنده با داشتن آن ديگر پروردگار خود را فراموش نمىكند ، نه آن حالتى كه شجاعات زورمند ، و

--> ( 1 ) . الميزان ؛ ج 16 ، ص 388 و 389 [ با تصرف ]