مراد على شمس
667
با علامه در الميزان ( فارسى )
ج - در بحار از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله روايت كرده كه فرمود : « لا يردّ القضاء الّا الدّعاء ، قضا را رد نمىكند مگر دعا » « 1 » و از امام صادق عليه السّلام روايت كرده است كه فرموده : « الدّعاء يردّ القضاء بعد ما ابرم ابراما ، دعا قضاء را بعد از آنكه تا حدى حتمى شده رد مىكند » . « 2 » مؤلّف [ علّامه رحمه اللّه ] ؛ در اين روايت اشارهاى است به اصرار در دعا ، و اينكه اصرار در دعا يكى از راههاى استجابت آن است ، سرّش هم اين است كه دعا بسياركردن ، قلب را صفا مىدهد . « 3 » س 648 - آيا روايتى كه مىفرمايد : « چون درخواستى داشتى از خدا بخواه ، و چون خواستى بىنياز باشى با ياد خدا بىنيازى را به دست آر . . . » منظورش نفى رابطهء دعا با اسباب عادى است ؟ ( بحث روايتى ) ج - كلام امام عليه السّلام دعوت به اين معنا است كه بندگان خدا به اسباب اعتماد نكنند ، و همه اعتمادشان بر خدايى باشد كه سببيت را به اسباب داده نه اينكه امام خواسته باشد مردم را به اين اعتقاد هدايت كند كه اسباب به كلى لغو و بىاثرند و هروقت هرحاجتى دارند از غيرمجراى اسباب آن را طلب كنند ، چون چنين چيزى صحيح نيست ، و چنين توقعى بىجا است ، چطور ممكن است امام چنين چيزى فرموده باشد ، با اينكه اهل دعا در همين دعا كردنش سببهاى زيادى به كار مىبرد ، از قبيل قلب و زبان ، و در راه به دست آوردن حاجت خود همهء اركان وجود خود را به كار مىگيرد ، و همه اينها سببند . اين معنا را در انسان در نظر بگير ، كه هرچه مىكند با ابزارهاى بدن خود
--> ( 1 ) . بحار ؛ ج 93 ، ص 296 . ( 2 ) . بحار ؛ ج 93 ، ص 295 . ( 3 ) . الميزان ؛ ج 2 ، ص 59 .