مراد على شمس
664
با علامه در الميزان ( فارسى )
ج - يكى از آن دو چيز ، اين است كه دعا دعاى واقعى نيست ، و امر بر دعاكننده مشتبه شده ، مثل كسى كه اطلاع ندارد خواستهاش نشدنى است ، و از روى جهل همان را درخواست مىكند ، يا كسى كه حقيقت امر را نمىداند ، و اگر بداند هرگز آنچه را مىخواست درخواست نمىكرد ، مثلا اگر مىدانست بهبودى فرزندش چه خطرهايى براى او درپى دارد دعا نمىكرد ، حالا هم كه از جهل به حقيقت حال دعا كرده مستجاب نمىشود . دوم اين است كه دعا ، دعاى واقعى هست ، ليكن در دعا خدا را نمىخواند ، به اين معنا كه به زبان از خدا مسئلت مىكند ، ولى در دل همه اميدش به اسباب عادى يا امور وهمى است ، امورى كه توهم كرده در زندگى او مؤثرند . پس در چنين دعائى شرط دوم ( اذا دعان ، در صورتى كه مرا بخواند ) وجود ندارد ، چون دعاى خالص براى خداى سبحان نيست ، و در حقيقت خدا را نخوانده چون آن خدايى دعا را مستجاب مىكند كه شريك ندارد ، و خدايى كه كارها را با شركت اسباب و اوهام انجام مىدهد ، او خداى پاسخگوى دعا نيست . پس اين دو طائفه چون دعايشان دعا نيست ، و يا از خدا مسئلت ندارند چون خالص نيستند دعاشان مستجاب نيست . « 1 » س 645 - چه نكات مهم و دقيقى در باب « دعا » در آيهء « وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ » « 2 » به كار رفته است ؟ ج - نكات مهمّى كه در اين آيه وجود دارد ( 7 نكته ) همه دلالت دارد بر اينكه خداى سبحان به استجابت دعا اهتمام و عنايت دارد ، و از طرفى در اين آيه با
--> ( 1 ) . الميزان ؛ ج 2 ، ص 45 - 46 . ( 2 ) . سورهء بقره ، آيهء 186 .