مراد على شمس
653
با علامه در الميزان ( فارسى )
صريح است . و چه بسا كه نفس ، آنچه را كه در آن عوالم مشاهده مىكند با مثالهايى كه بدان مأنوس است ممثل مىسازد ، مثلا ازدواج ( آينده ) را به صورت جامه در تنكردن حكايت مىكند ، و افتخار را به صورت تاج ، و علم را به صورت نور ، و جهل را به صورت ظلمت ، و بىنامى و گوشهنشينى را به صورت مرگ مجسم مىسازد . و بسيار هم اتفاق مىافتد كه در آن عالم هرچه را مشاهده مىكنيم ، نفس ما منتقل به ضد آن مىشود ، همچنانكه در بيدارى هم با شنيدن اسم ثروت به فقر ، و با تصور آتش به يخ ، و از تصور حيات به تصور مرگ منتقل مىشويم ، و امثال اينها . « 1 » س 630 - بهطور كلى خوابها بر چند قسم هستند ؟ ج - بهطور كلى خوابها داراى سه قسم كلى هستند ، يكى خوابهاى صريحى كه احتياجى به تعبير ندارد ، بهطورى كه نفس نائم و صاحب رؤيا در آن هيچگونه تصرّفى نكرده و قهرا و بدون هيچ زحمتى با تأويل خود منطبق مىشود . دوم اضغاث احلام كه از جهت دشوارى و يا تعذّر ، تعبير ندارد و سوم خوابهايى كه نفس در آن با حكايت و تمثيل تصرّف كرده ، اين قسم از خوابها است كه تعبير مىشود . « 2 »
--> ( 1 ) . الميزان ؛ ج 11 ، ص 370 . ( 2 ) . الميزان ؛ ج 11 ، ص 371 . [ با تصرف ] ؛ ( مواردى كه درخصوص خوابها ذكر شد اجمال گفته علماى روانشناس قديم بوده است . الميزان ؛ ج 11 ، ص 372 )