مراد على شمس

648

با علامه در الميزان ( فارسى )

سامعه و امثال آن وارد مىشود ادامه مىدهد ، و بسيار هم مىشود كه صورت‌هايى بسيط و يا مركب ، از صورت‌ها و يا معناهايى كه در خزينه خود دارد گرفته و آنها را تحليل مىكند ، مانند تفصيلى كه در صورت انسان تام الخلقه هست گرفته به يك‌يك اعضاء ، از قبيل سر و دست و پا و غير آن تجزيه و تحليل مىكند ، و يا بسائط را گرفته تركيب مىنمايد ، مثلا از اعضايى كه جداجدا در خزينه خود دارد انسانى مىسازد . حال بسيار مىشود كه آنچه تركيب كرده با خارج مطابقت مىكند ، و بسيار هم مىشود كه مطابقت نمىكند ، مانند اين‌كه انسانى بى سر ، و يا ده سر بسازد . كوتاه سخن اينكه اسباب و عوامل خارجى كه محيط به بدن آدمى است ، از قبيل حرارت و برودت و امثال آن ، و همچنين عوامل داخلى كه بر آن عارض مىشود از قبيل مرض و ناملايمات و انحرافات مزاج و پرى معده و خستگى و غير آن ، همه در قوهء مخيّله و درنتيجه در خواب‌ها تأثير مىگذارد . لذا مىبينيم تأثير حرارت و يا برودت شديد ( در بيدارى و يا در خواب ) منجر به مشاهدهء آتش و يا برف و سرمايى شديد در خواب مىشود . و يا تأثير گرماى هوا كه عرق او را جارى ساخته در خواب به صورت حمام گرم و يا خزينه و يا ريزش باران نمايان مىشود . و نيز كسى كه مزاجش منحرف و يا دچار پرى معده شده خواب‌هاى پريشانى مىبيند كه سر و ته نداشته ، چيزى از آن نمىفهمد . و همچنين تأثير اخلاق و سجاياى انسانى در تخيل آدمى ، و نيز تأثير ترس و وحشت ، خشم و عداوت و عجب و تكبر و طمع و نظاير اينها هركدام آدمى را به تخيل صورت‌هايى متسلسلى مناسب و ملائم خود وامىدارد ، و كمتر