مراد على شمس

641

با علامه در الميزان ( فارسى )

اين صورت وجود چنين موجودى هم خير خواهد بود . اين آن معنايى است كه آيهء شريفهء « الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ ، آن كسى را كه هرچه آفريد نيكويش آفريد » « 1 » و نيز آيات ديگرى « 2 » به آن اشاره دارد . « 3 » س 618 - نظر حكما درخصوص خلقت « شرور » چيست ؟ و تا چه حدّى اين نوع خلقت مستند به خداوند است ؟ ( بحث فلسفى ) ج - [ اجمالا ] حكما گفته‌اند كه شرور بالعرض داخل در قضاى الهى هستند . به بيانى روشن امور به پنج قسمند : 1 - آنها كه خير محضند . 2 - آنها كه خيرشان بيشتر از شرشان است . 3 - آنها كه خير و شرشان يكسان است . 4 - آنها كه شرشان بر خيرشان مىچربد 5 - آنها كه شر محضند . از اين پنج قسم امور ، سه قسم آخرى آنها معقول نيست كه هستى به خود بگيرند زيرا هست شدن آنها مستلزم ترجيح بلامرجح است و يا ترجيح مرجوح بر راجح . و اگر حكمت الهى را كه از قدرت و علم واجبى او سرچشمه مىگيرد ، و همچنين جود خدايى را كه هرگز آميخته با بخل نمىشود در نظر بگيريم حكم خواهيم كرد بر اينكه بر چنين خدايى واجب مىآيد كه فيض خود را به

--> ( 1 ) . سورهء سجده ، آيهء 7 . ( 2 ) . ر . ك : سورهء اعراف ، آيهء 54 ؛ سورهء اسرى ، آيهء 44 . ( 3 ) . الميزان ؛ ج 8 ، ص 43 و 44 . [ با تصرف ]