مراد على شمس

625

با علامه در الميزان ( فارسى )

س 604 - چرا كلمهء « اللّه » در « قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ » « 1 » دوبار تكرار شده ، با اينكه ممكن بود بفرمايد « قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ الصَّمَدُ » چه علّتى دارد ؟ ج - ظاهرا اين تكرار براى اشاره به اين معنا بوده كه هريك از دو جملهء « هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ » و « اللَّهُ الصَّمَدُ » مستقلا كافى در تعريف خداى تعالى است ، چون مقام ، مقام معرفى خدا به وسيلهء صفتى است كه خاص خود او باشد ؛ پس معنا چنين است كه معرفت به خداى تعالى حاصل مىگردد چه از شنيدن جمله « هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ » و چه از شنيدن « اللَّهُ الصَّمَدُ » چه آنجور توصيف و تعريف شود و چه اينجور . و اين دو آيهء شريفه در عين حال هم به وسيلهء صفات ذات ، خداى تعالى را معرفى كرده ، و هم به وسيلهء صفات فعل . جملهء « اللَّهُ أَحَدٌ » خدا را به صفت احديت توصيف كرده ، كه احديت عين ذات است . و جملهء « اللَّهُ الصَّمَدُ » او را به صفت صمديت توصيف كرده ، كه صفت فعل است ، چون گفتيم صمديت عبارت از اين است كه هرچيزى به سوى او منتهى مىشود . « 2 » * خضر س 605 - درخصوص شخصيت « خضر » ، از قرآن و روايات نبوى و يا روايات وارده از طرق ائمه اهل بيت عليهم السّلام چه مىتوان فهميد ؟ ج - در قرآن كريم دربارهء حضرت خضر غير از همين داستان رفتن با موسى به مجمع البحرين چيزى نيامده و از جوامع اوصافش چيزى ذكر نكرده مگر همين كه فرموده : « فَوَجَدا عَبْداً مِنْ عِبادِنا آتَيْناهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً ،

--> ( 1 ) . سورهء اخلاص ، آيات 1 و 2 . ( 2 ) . الميزان ؛ ج 20 ، ص 672 .