مراد على شمس
599
با علامه در الميزان ( فارسى )
« لهو » و « لعب » و ساير رذائل اجتماعى را كه عقل آن را قبيح مىداند از خود نفى نمىكرد . تنها اين سنخ آيات نيستند كه ادعاى ما را در جريان احكام عقلى در افعال خداى تعالى تأييد مىكنند بلكه آيات زياد ديگرى نيز هست كه اين ادعا را در هردو مرحله يعنى مرحله جريان احكام عقل نظرى و مرحله جريان احكام عقل عملى در ناحيه پروردگار تأييد مىنمايند . امّا آيات راجع به مرحلهء اولى - از آن جمله يكى آيهء « الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَلا تَكُنْ مِنَ الْمُمْتَرِينَ ، حق از ناحيه پروردگار تو است ، پس ترديد مكن و از دودلان مباش » « 1 » ، توضيح اينكه در اين آيه فرموده : « حق از ناحيهء پروردگار تو است » و نفرموده : « حق با پروردگار تو است » و اين خود دليل بر اين است كه هرقضيهء حقى و هر حكم واقعى از فعل خدا اخذ مىشود نه اينكه حقّى هست و خداوند محكوم است به اينكه كارهاى خود را بر طبق آن انجام دهد و مانند ما آدميان با اين مطابقت استدلال بر صحت عمل خود كند . يكى ديگر آيهء « وَ اللَّهُ يَحْكُمُ لا مُعَقِّبَ لِحُكْمِهِ ، و خداوند حكم مىكند و كسى نيست كه حكم او را تأخير بيندازد . » « 2 » است كه از آن برمىآيد حكمكردن ، حق مطلق او است و هيچ مانعى چه عقلى و چه غيرعقلى مانع از حكم او نيست ، براى اينكه هرمانعى كه فرض شود فعل خدا و مخلوق او متأخر از او است نه حاكم و مسلّط بر او و نه مؤثر در او . و ديگر جملات « وَ هُوَ الْواحِدُ الْقَهَّارُ » « 3 » و « وَ اللَّهُ غالِبٌ عَلى أَمْرِهِ » « 4 » و « إِنَّ اللَّهَ بالِغُ
--> ( 1 ) . سورهء آل عمران ، آيهء 60 . ( 2 ) . سورهء رعد ، آيهء 54 . ( 3 ) . سورهء رعد ، آيهء 16 . ( 4 ) . سورهء يوسف ، آيهء 21 .