مراد على شمس

587

با علامه در الميزان ( فارسى )

است انتزاعى جلوتر از منشأ انتزاعيش يعنى فعل تحقق يابد ، و تازه به اين حدّ هم قناعت ننموده حتى از صاحب فعل هم جلوتر بيفتد ، و قبل از صاحب فعل ، تحقق داشته باشد و در صاحب فعل اثر بگذارد . [ پس ، ] هيچ چيزى نمىتواند در خدا حكم كند ، و خداى تعالى را محكوم خود سازد ، و غير خدا هرچه كه فرض شود اگر داراى واقعيت باشد - نه صرف اعتبار - مخلوق خدا و تحت تدبير خدا است ؛ آرى : « إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ » « 1 » و « اللَّهُ خالِقُ كُلِّ شَيْءٍ » « 2 » ، حكم منحصرا كار خدا است ، غير او حاكمى نيست تا در او حكم كند و اثر بگذارد ، و غير او هرچه كه فرض شود مخلوق او است . « 3 » س 573 - آيا فعل خداى تعالى تدريجى است ؟ ج - خير ، از آيات « إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ ، امر او تنها چنين است كه وقتى اراده چيزى كند ، بگويد : بباش ، و او موجود شود » . « 4 » و « وَ ما أَمْرُنا إِلَّا واحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ ، امر ما جز يكى آن هم مانند چشم بر هم زدن نمىباشد » « 5 » و « بَدِيعُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ إِذا قَضى أَمْراً فَإِنَّما يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ ، او كسى است كه آسمان‌ها و زمين را بدون الگو آفريده و چون قضاى امر براند تنها مىگويد بباش و آن امر بدون درنگ هست مىشود » . « 6 » نكته‌اى كه استفاده مىشود اين است كه ، فعل خداى تعالى تدريجى نيست ، و از همين تدريجى نبودن فعل خدا اين نكته استفاده مىگردد كه موجودات

--> ( 1 ) . سورهء انعام ، آيهء 57 ؛ سورهء يوسف ، آيات 40 و 67 . ( 2 ) . سورهء رعد ، آيهء 16 ؛ سورهء زمر ، آيهء 62 . ( 3 ) . الميزان ؛ ج 10 ، ص 228 . [ با تصرف ] ( 4 ) . سورهء يس ، آيهء 82 . ( 5 ) . سورهء قمر ، آيهء 50 . ( 6 ) . سورهء بقره ، آيهء 117 .