مراد على شمس
563
با علامه در الميزان ( فارسى )
به فتح حاء و كاف - ناميده و مىگويند : « حكمت الدابة بالحكمة - حيوان را به وسيله حكمه ( دهنه ) منع كردم » . . . اين كلمه وقتى به خداى تعالى نسبت داده شود ، اگر در مسألهء تكوين و خلقت باشد معناى قضاى وجودى را كه ايجاد و آفرينش باشد مىدهد كه مساوق با وجود حقيقى و واقعيت خارجى به مراتب آن است ، مانند آيهء « وَ اللَّهُ يَحْكُمُ لا مُعَقِّبَ لِحُكْمِهِ ، خداوند مىداند قضا را و كسى نيست كه قضاى او را عقب اندازد » « 1 » و آيات ديگر . « 2 » و اگر در تشريع باشد معناى قانونگذارى و حكم مولوى را مىدهد ، و اين معنا است آيهء « وَ عِنْدَهُمُ التَّوْراةُ فِيها حُكْمُ اللَّهِ ، و نزد ايشان است تورات ، كه در آن حكم خدا است » « 3 » و آيهء « وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُكْماً ، كيست كه حكمش بهتر از حكم خدا باشد ؟ » « 4 » و لذا در آيهء ( 136 ، سورهء انعام ) - تا آنجا كه مىفرمايد - « ساءَ ما يَحْكُمُونَ ، چه بد حكمى بود كه كردند » كسانى را كه به خود اجازهء تشريع و قانونگذارى را دادهاند ملامت كرده . و وقتى همين لفظ به انبيا عليهم السّلام نسبت داده شود معناى قضا را كه يكى از منصبهاى الهى است و خداوند انبياى خود را به آن منصب تشريف و اكرام كرده افاده مىكند ، و در اينباره فرموده است : « فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ وَ لا تَتَّبِعْ أَهْواءَهُمْ عَمَّا جاءَكَ مِنَ الْحَقِّ ، پس در ميان ايشان حكم كن به آنچه كه خدا نازل كرده ، و پيروى خواستهها و آراى ايشان مكن ، و از حقى كه تو را آمده روى برمگردان . » « 5 » و نيز
--> ( 1 ) . سورهء رعد ، آيهء 41 . ( 2 ) . ر . ك : سورهء بقره ، آيهء 117 ؛ سورهء مؤمن ، آيهء 48 . ( 3 ) . سورهء مائده ، آيهء 43 . ( 4 ) . سورهء مائده ، آيهء 50 . ( 5 ) . سورهء مائده ، آيهء 48 .