مراد على شمس

541

با علامه در الميزان ( فارسى )

ملكى قادر على الاطلاق است ، مىتواند به آنچه مىخواهد حكم كند ، و به هرطور كه مىخواهد در آن تصرف كند . و او در افعالش منزه از هرنقص و عيب ، و بلكه محمود و ستايش شده است . « 1 » * حسن و قبح س 523 - اوّلين بارى كه بشر به‌معناى حسن ( زيبايى ) و قبح ( زشتى ) برخورد نموده و آن را دريافته است از چه راهى بوده ، و اين امر چگونه توسعه پيدا نموده است ؟ ج - اولين بارى كه بشر به‌معناى حسن ( زيبايى ) برخورده از راه مشاهدهء جمال در ابناى نوع بوده است : يعنى از افراد همنوع خود را ديده كه در مقايسهء با افرادى ديگر ، زيباتر است ، اندامى معتدل و اعضايى متناسب دارد و مخصوصا اگر اين اعتدال اندام و تناسب اعضا در صورت باشد ( كه براى بيننده محسوس‌تر است ) ، بشر بعد از تشخيص زيبايى در همنوع خود به زيبايىهايى كه در ساير موجودات طبيعى است ، متوجه شده و برگشت زيبايى بالاخره به اين است كه وضع موجود موافق باشد با آن مقصدى كه طبعا در نوع آن هست . مثلا زيبايى صورت يك انسان برگشتش به اين است كه هريك از اعضاى صورت و چشم و ابرو و گوش ، لب ، دهان ، گونه ، چانه و غيره طورى خلق شده باشند و يا به رنگى و صفتى باشند كه هم تك‌تك آنها جا دارد آن طور باشد و هم هريك نسبت به ديگرى جا دارد آن طور باشد . در اين حال است ، كه نفس آدمى مجذوب مىشود و طبع انسان ، راغب و مايل به آن مىگردد .

--> ( 1 ) . الميزان ؛ ج 19 ، ص 497 . [ با تصرف ]