مراد على شمس

539

با علامه در الميزان ( فارسى )

بهره‌مند است . و حسن هم عبارت از موافقت و سازگارى شىء با غرض و هدفى كه از او مطلوب و مقصود است ، كه اجزاى هستى و ابعاض اين نظام عامّ عالمى كاملا با يكديگر سازگارى و موافقت دارند . و از خداوند رب العالمين بسيار دور است چيزى بيافريند كه اجزاى آن با هم ناسازگار بوده ، و هريك ديگرى را از بين ببرد و باطل سازد و درنتيجه ، به غرض مطلوب لطمه زند و يا چيزى بيافريند كه خود خداى متعال را ( نعوذ بالله ) عاجز سازد ! كه هيچ چيز نمىتواند خدا را مقهور سازد . « 1 » بنابراين ، هرنعمت خوب و يا پيشامد بدى در « وجود » خود منسوب به خدا است و بايد توجه داشت كه ذات بدىها و خود بدىها يعنى برحسب اصل نسبتى كه بين همهء موجوداتى كه مخلوق خدايند داير است ، منسوب به خدا است هرچند برحسب نسبت ديگر ، سيئه است . پس با توجه به آيهء « ما أَصابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ وَ ما أَصابَكَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِكَ . . . » « 2 » روشن مىگردد كه حسنات از يك نظر از آن خدا است ، براى اينكه خالق آنها خدا است و حسنات هرچه باشند مخلوق او هستند ، و ذكر شد كه خلقت با حسن ، لازم و لاينفك هستند . و از نظر ديگر باز از آن خدا است ، چون حسنات خيراتند و خيرات به دست خدا است و غير خداى تعالى كسى مالك آن نيست مگر آن‌كه او به وى تمليك كرده باشد . و هيچ نوع از انواع سيئات به ساحت قدس او مستند نيست ؛ براى اينكه به

--> ( 1 ) . ر . ك : سورهء زمر ، آيهء 4 ؛ سورهء انعام ، آيهء 18 ؛ سورهء فاطر ، آيهء 44 . ( 2 ) . سورهء نساء ، آيهء 79 .