مراد على شمس

504

با علامه در الميزان ( فارسى )

حكومتى انسانى را براى بشر اختيار كرده ، كه در آن حقوق فردفرد جامعه را محفوظ و مصالح ضعيف و قوى ، توانگر و فقير ، آزاد و برده ، مرد و زن ، فرد و جماعت و بعض و كل را به‌طور مساوى رعايت كرده است ، و به خواسته‌هاى آنان احترام مىگذارد ، و او هركه مىخواهد باشد ، نه اينكه خواسته‌هاى افراد را فداى خواسته يك نفر و يا خواسته اكثريت كرده باشد . چون چنين است دشمن منافع يك جامعهء اسلامى دشمن منافع تمامى افراد است ، و بر همه افراد است كه قيام نموده و دشمن را از خود و منافع خود دفع دهند ، و بايد براى چنين روزى نيرو و اسلحه زير سر داشته باشند ، تا بتوانند منافع خود را از خطر دشمن نگهدارند ، گو اينكه پاره‌اى از ذخيره‌هاى دفاعى هست كه تهيه آن جز از عهده حكومت‌ها برنمىآيد ، و ليكن پاره‌اى ديگر هم هست كه مسؤول تهيه آن خود افرادند ، اگر چه حكومت هرقدر هم كه نيرومند و داراى امكانات زيادى باشد باز به افراد مردم محتاج است ، پس تكليف « و اعدّوا . . . » تكليف به همه است . و كوتاه سخن ، تجهيز قوا براى غرض دفاع از حقوق مجتمع اسلامى و منافع حياتى آن است ، و تظاهر به آن تجهيزات دشمن را انديشناك مىكند كه خود تا اندازه‌اى و به نوعى يك نحوهء دفاع است . « 1 » س 488 - سنت جارى در ميان انبياء عليهم السّلام در برخورد با اسراء جنگى چگونه بود است ؟ و اسلام گرفتن اسير را چگونه تجويز نمود ؟ ج - سنت جارى در انبياء گذشته اين بوده كه وقتى با دشمنان مىجنگيدند و بر دشمن دست مىيافتند ، آنها را مىكشتند و با كشتن آنان از ديگران زهر

--> ( 1 ) . الميزان ؛ ج 9 ، ص 151 - 154 . [ با تلخيص ]