مراد على شمس
491
با علامه در الميزان ( فارسى )
قسم اوّل از افعال را افعال اضطرارى انسان مىناميم ، همانطور كه سردى هندوانه و گرمى زنجبيل فعل اضطرارى آنهاست . و قسم دوم را فعل ارادى ، مانند راه رفتن و سخن گفتن . فعل ارادى هم كه گفتيم با وساطت علم و اراده از فاعل سر مىزند ، به تقسيم ديگرى به دو قسم منقسم مىشود ، براى اينكه در اين گونه افعال همواره فاعل خود را بر سر دو راهى انجام يا ترك مىبيند . ترجيح يكى از دو طرف انجام و ترك ، گاهى مستند به خود فاعل است ، بدون اينكه چيزى يا كسى ديگر در اين ترجيح دخالت داشته باشد ، مانند گرسنهاى كه در سر دو راهى بخورم يا نخورم ، بعد از مقدارى فكر ، ترجيح مىدهد كه اين نان موجود را نخورد ، چون به نظرش رسيده كه مال مردم است ، و صاحبش اجازه نداده ، . . . و گاهى ترجيح يك طرف مستند به تأثير غير است ، مثل كسى كه از طرف جبار زوردارى مورد تهديد قرار گرفته ، كه بايد فلان كار را بكنى ، و گرنه ، تو را مىكشم ، او هم به حكم اجبار ، آن كار را مىكند ، و با اراده هم مىكند ، اما انتخاب يكى از دو طرفكردن يا نكردنش ، مستند به خودش نيست ، چون اگر مستند به خودش بود ، هرگز طرف انجام را ترجيح نمىداد ، صورت اول را فعل اختيارى و دوم را فعل اجبارى مىناميم . از همينجا معلوم مىشود : اينكه افعال ارادى را [ تا حدودى ] به دو قسم اختيارى و اجبارى تقسيم كنيم . چيزى كه هست در فعل اختيارى ترجيح يكى از دو طرف را خود فاعل مىدهد و آن هم آزادانه ، ولى در فعل اجبارى ، اين ترجيح را آزادانه نمىدهد ، و اين مقدار فرق باعث نمىشود كه اين دو فعل دو نوع مختلف شوند ، و در