مراد على شمس
482
با علامه در الميزان ( فارسى )
آوردند . « 1 » قوم ثمود طبق سنّت قبائل زندگى مىكردند كه پيرمردان و بزرگتران ، در قبيله حكم مىراندند و در شهرى كه جناب صالح عليه السّلام در آنجا مبعوث شد هفت طايفه بودند كه كارشان فساد در زمين بود و هيچ كار شايستهاى نداشتند . « 2 » و در آخر ، در زمين طغيان كرده ، بتها پرستيدند و طغيان و سركشى را از حدّ گذارندند . تا اينكه خداى عزّ و جلّ حضرت صالح پيغمبر عليه السّلام را به سوى آنان مبعوث كرد و آن جناب از خاندانى آبرومند و صاحب افتخار و معروف به عقل و كفايت بود ؛ « 3 » قوم خود را به دين توحيد و به ترك بتپرستى دعوت كرد ، . . . و در آخر آنان را به عذاب الهى تهديد كرد . « 4 » صالح عليه السّلام درپى دعوت خود در برابر آزار و اذيّت آنان در راه خدا صبر مىنمود تا شايد دست از لجبازى برداشته ، ايمان بياورند ولى به جز جماعتى اندك از مستضعفين قوم ، كسى ايمان نياورد « 5 » ؛ همچنان بر كفر و عناد خود اصرار ورزيدند و مؤمنين به صالح را خوار شمردند و جناب صالح را به سفاهت و جادوگرى متّهم ساختند . « 6 » جهت صدق ادّعاى رسالت وى از او خواستند كه براى آنان از شكم صخرهء سختى كه در كوه بود ماده شترى بهعنوان معجزه بيرون بياورد صالح
--> ( 1 ) . سورهء شعراء ، آيهء 148 . ( 2 ) . سورهء نمل ، آيهء 48 . ( 3 ) . سورهء هود ، آيهء 62 ؛ سورهء نمل ، آيهء 49 . ( 4 ) . با استفاده از سورههاى هود ، شعراء ، شمس و سورههاى ديگر . ( 5 ) . سورهء اعراف ، آيهء 75 . ( 6 ) . سورهء اعراف ، آيهء 66 ؛ سورهء شعراء ، آيهء 153 ؛ سورهء نمل ، آيهء 47 .