مراد على شمس

466

با علامه در الميزان ( فارسى )

به سوى عبد ، برحمت ، و يكى توبه عبد ، كه عبارتست از برگشتن بنده به سوى خدا ، به استغفار ، و دست‌بردارى از معصيت . [ درنتيجه ] توبه بنده محفوف و پيچيدهء به دو توبه از خدا است ، و در بين آن دو قرار مىگيرد ، به اين معنا كه بنده در هيچ حالى از احوال ، از خداى خود بىنياز نيست ، و اگر بخواهد از لجن‌زار گناه نجات يافته ، توبه كند ، محتاج به اين است كه خدا چنين توفيقى به او بدهد ، و اعانت و رحمت خود را شامل حال او بسازد ، تا او موفق به توبه گردد ، و وقتى موفق به توبه شد ، تازه باز محتاج به يك توبهء ديگرى از خداست ، و آن اين است كه باز خدا برحمت و عنايتش به سوى بنده رجوع كند ، و رجوع او را بپذيرد ، پس توبه بنده وقتى قبول شود ، بين دو توبه از خدا قرار گرفته است ، همچنانكه آيهء « ثُمَّ تابَ عَلَيْهِمْ لِيَتُوبُوا ، پس خدا به سوى ايشان توبه آورد ، تا ايشان توبه كنند » « 1 » بر اين معنا دلالت دارد . « 2 » س 445 - آثار توبه در « نهى مولوى » و « نهى ارشادى » چگونه است ؟ ج - اگر نهى خدا ، تكليفى و مولوى بود ، بايد از آنكه مرتكبش توبه كرد ، و توبه‌اش قبول هم شد ، كيفرش نيز برداشته شود ، و ما مىبينيم درمورد آدم اين كيفر برداشته نشد ، چون توبه كردند ، و توبه‌شان هم قبول شد ، ولى به بهشت برنگشتند ، و وضعى را كه در آنجا داشتند به دست نياوردند . و اگر نهى و تكليف خدا ارشادى نبود ، بايد غير از اثر وضعى و تكوينى ، اثر ديگرى ( شرعى ) نداشته باشد ، چون توبه اثر شرعى گناه را از بين مىبرد ، و بايد درمورد آدم و همسرش نيز اثر شرعى گناه را از بين مىبرد ، و دوباره به بهشت برمىگشتند ، و مقام قرب را به دست مىآوردند ، ولى نياوردند .

--> ( 1 ) . سورهء توبه ، آيهء 118 . ( 2 ) . الميزان ؛ ج 1 ، ص 204 .