مراد على شمس

426

با علامه در الميزان ( فارسى )

استعمال آن به هرطور كه باشد چه درست و چه نادرست ، فكر را از خطا حفظ مىنمايد ، و اگر خود منطقىها در آرايشان اختلاف دارند به خاطر اين است كه يكى از دو طرف به‌طور صحيح منطق را به كار نبرده ، و اين قضيّه بدان مىماند كه كسى بگويد شمشير وسيله و آلت قطع است و درست هم گفته ، ليكن آلت قطع بودن آن شرط دارد و آن اين است كه به طريقه‌اى صحيح استعمال شود . « 1 » س 404 - اينكه برخى از متكلّمين گفته‌اند : « علم منطق لاطائلاتى است كه به منظور بستن در خانه آل محمد عليهم السّلام سر هم بافته‌اند ، سازندگان اين علم منظورشان اين بوده كه مردم را از پيروى كتاب و سنّت باز دارند و بر هرمسلمانى واجب است كه از پيروى علم منطق اجتناب كند » چه پاسخى مىتوان داد ؟ ج - اين گفته به قياسهاى « 2 » اقترانى و استثنايى برمىگردد . صاحب اين استدلال توجّه نكرده كه تأسيس يا تدوين يك طريقه ربطى به فرض فاسد مؤسس ندارد ، ممكن است شخصى براى بدست آوردن يك هدف فاسد ، راهى را احداث كند و راه‌سازيش خوب باشد ولى غرضش فاسد و بد باشد ، شمشير فى نفسه چيز خوبى است زيرا وسيلهء دفاع است ، ولى ممكن است شخصى شمشير را درست كند براى كشتن يك مظلوم ، و هم‌چنين دين خدا كه بزرگترين نعمت خدا است و بسيار خوب است ولى ممكن است فردى اين دين را در راه به دام انداختن متديّنين به كار ببرد ، يعنى در بين مردمى متديّن

--> ( 1 ) . الميزان ؛ ج 5 ص 419 . [ با تصرف ] ( 2 ) . ر . ك : به كتب منطقى .