مراد على شمس

393

با علامه در الميزان ( فارسى )

4 - رواياتى است كه مىگويد : در اين امت نيز آنچه در بنى اسرائيل واقع شده واقع مىشود و طابق النّعل بالنّعل رخ مىدهد و يكى از چيزهايى كه در بنى اسرائيل اتفاق افتاد تحريف كتابشان بود كه قرآن و روايات ما بدان تصريح دارد ، ناگزير بايد در اين امت هم اتفاق بيفتد و كتاب اين امت يعنى قرآن كريم هم بايد تحريف شود ( و گرنه آن روايات درست درنمىآيد ) . « 1 » [ و نيز دلايل ديگرى شبيه اين دليل وجود دارد . ] س 374 - به كسانى كه از طريق و تمسّك جستن به اخبار و روايات ، تحريف قرآن را اثبات نموده‌اند چه پاسخى مىتوان داد ؟ ج - تمسّك به اخبار براى اثبات تحريف قرآن مستلزم حجّت نبودن خود آن اخبار است ، ( زيرا با تحريف شدن قرآن دليلى بر نبوت خاتم الانبياء باقى نمىماند تا چه رسد به امامت امامان و حجيت اخبار ايشان ) . پس كسى كه به اخبار مذكور استدلال مىكند تنها مىتواند به‌عنوان يكى از مصادر تاريخ به آن تمسك بجويد و در تاريخ هم هيچ مصدر متواترى و يا مصدرى همراه با قرائن قطعى كه مفيد علم و يقين شود وجود ندارد ، و عقل در هيچ‌يك از آن مصادر مجبور به قبول نيست ، چون هرچه هست همه اخبارى آحاد است كه يا ضعيف در سند است و يا قاصر در دلالت ، و يا به فرض صحت سند و روشنى دلالت كه در نايابى چون كبريت احمر است تازه بيش‌از ظنّ افاده نمىكند . زيرا گو اينكه سندش صحيح و دلالتش روشن است ، ليكن از جعل و دسيسه در امان نيست ، چون اخبارى كه به دست يهود در ميان اخبار ما

--> ( 1 ) . الميزان ؛ ج 12 ، ص 157 - 159 . [ با تصرف ]