مراد على شمس

387

با علامه در الميزان ( فارسى )

زبر كلمات و يا ترتيب آيات دچار دگرگونى شده باشد ، بايد قبول كرد كه دگرگونىاش به نحوى است كه كمترين اثرى در اوصاف آن از قبيل اعجاز ، رفع اختلاف ، هدايت ، نوريّت ، ذكريّت ، هيمنه و قهّاريّت بر ساير كتب آسمانى و . . . ندارد . پس اگر تغييرى در قرآن كريم پيدا شده باشد از قبيل سقوط يك آيهء مكرر و يا اختلاف در يك نقطه و يا يك اعراب و زير و زبر و امثال آن است . « 1 » س 369 - آيا اسم و يا صفت « ذكر » در قرآن كريم از جمله آيهء شريفهء « إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ » دلالتى بر عدم تحريف قرآن دارد ؟ ج - از اسامى قرآن هيچ اسمى در دلالت بر آثار و شؤون قرآن به مثل اسم « ذكر » نيست ، به همين جهت در آياتى كه راجع به حفظ قرآن از زوال و تحريف صحبت مىكند آن را به نام ذكر ياد نموده ، مثل آيات سورهء فصلت ( 40 - 42 ) كه مىفرمايد : قرآن كريم از اين جهت كه ذكر است باطل بر آن غلبه نمىكند ، نه روز نزولش و نه در زمان آينده ، نه باطل در آن رخنه مىكند و نه نسخ و تغيير و تحريفى كه خاصيت ذكريتش را از بين ببرد . و نيز در آيات مورد بحث ذكر را به‌طور مطلق بر قرآن كريم اطلاق نموده ، و نيز به‌طور مطلق آن را محفوظ به حفظ خداى تعالى دانسته و فرموده : « إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ » كه از آن دو اطلاق اين معنا استفاده مىشود كه قرآن كريم از هرزياده و نقصان و تغيير لفظى و يا ترتيبى كه ذكر بودن آن را از بين ببرد محفوظ خواهد بود . « 2 »

--> ( 1 ) . الميزان ؛ ج 12 ، ص 154 و 155 . [ با تصرف ] ( 2 ) . الميزان ؛ ج 12 ، ص 153 . [ با تصرف ]