مراد على شمس
383
با علامه در الميزان ( فارسى )
لفّاظى و سخنپردازى نيست . « 1 » س 365 - معناى تحدّى به « مثل » در آنجا كه فرمود : « بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ » « 2 » و يا « بِحَدِيثٍ مِثْلِهِ » « 3 » و يا « بِسُورَةٍ مِثْلِهِ » « 4 » و يا « بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ » « 5 » چيست ؟ ج - وجه ظاهر در آن ، اين است كه وقتى كلامى به ادّعاى مدّعيش آيت و معجزه باشد ، اگر كسى بتواند مثل آن را بياورد توانسته است ادّعاى آن مدّعى را باطل كند و در ابطال آن به بيشاز آوردن مثل آن نيازى ندارد ، و لازم نيست كه كلامى بهتر از آن از حيث صفات و خواصّ بياورد . « 6 » س 366 - صرف ناتوانى بشر از آوردن ، مثل آن كلام دليل نمىشود بر اينكه كلام او از ناحيهء خداى تعالى بوده و ساختهء دست بشر نيست ، زيرا ممكن است ساختهء بشرى باشد كه مختص به آن جناب بوده و ديگران از آوردن چنان كلامى محروم باشند ؟ ج - هرچند صفات بشرى كه افراد دربارهء آن ، مورد مقايسه قرار گرفتهاند در فردى بيشتر از فرد ديگر و يا كمتر از فرد ديگر يافت مىشود ، و ليكن اين صفات هرچه باشد موهبتى است كه اگر طبيعت بشرى افرادى را برخوردار از آن مىسازد به خاطر استعدادى است كه خدا در آن طبيعت ، و يا به عبارتى در طبيعت آن فرد نهاده ، و چنان نيست كه بدون هيچ منشأاى و به صرف تصادف در آن فرد پيدا شود . و چون چنين است هرصفتى كه در فردى از افراد فرض شود كه مختص به
--> ( 1 ) . الميزان ؛ ج 10 ، ص 250 . ( 2 ) . سورهء اسرى ، آيهء 88 . ( 3 ) . سورهء طور ، آيهء 34 . ( 4 ) . سورهء يونس ، آيهء 38 . ( 5 ) . سورهء هود ، آيهء 13 . ( 6 ) . الميزان ؛ ج 10 ، ص 251 .