مراد على شمس
375
با علامه در الميزان ( فارسى )
داستانها بيان و ضبط تاريخ نمىباشد بلكه قرآن كلام الهى ( حق و از طرف حق است ) كه در قالب وحى ريخته شده و منظور آن هدايت خلق به سوى رضوان خدا و راههاى سلامت است . و به همين جهت است كه هيچ قصهاى را با تمام جزئيات آن نقل نكرده ، و از هرداستان ، آن نكات متفرقه كه مايهء عبرت و تأمل و دقت است و يا آموزندهء حكمت و موعظهاى يا سنتى از سنتهاى الهيه است و يا سود ديگرى از اين قبيل دارد ، نقل مىكند . همچنانكه اين معنا در داستان حضرت يوسف عليه السّلام « 1 » و قصهء طالوت و جالوت « 2 » به چشم مىخورد « 3 » * تأويل س 355 - از بررسى آيات قرآن چه نكات قابل ملاحظهاى را در خصوص « تأويل » مىتوان اجمالا اشاره نمود ؟ ج - سه نكته درخصوص تأويل قابل ذكر است : اوّل اينكه : تأويل داشتن آيهاى از آيات كه معناى آن برگشت كند به آن تأويل ، غير از اين است كه آيهاى متشابه باشد و به آيهء محكمى برگشت داده شود . دوم اينكه : تأويل اختصاص به آيات متشابه ندارد بلكه تمامى آيات
--> ( 1 ) . ر . ك : سورهء يوسف ، آيهء 111 . ( 2 ) . ر . ك : سورهء بقره ، آيهء 246 به بعد . ( 3 ) . الميزان ( 20 جلدى ) ؛ ج 2 ، ص 466 + الميزان ( 40 جلدى ) ؛ ج 4 ، ص 123 . [ با تلخيص و تصرف ]