مراد على شمس
373
با علامه در الميزان ( فارسى )
قدرت و قوت را در دست داشته است ، و حكومتها پيوسته مايل بوده و هستند امورى كه براى خودشان سودمند است اظهار و چيزهايى كه برايشان زيانآور است اخفاء گردد . لذا شكى نيست آنچه به نفع خودشانست انتشار دهند و در مقابل مطالبى را كه موجب زيانشان است بپوشانند ، و تأمل در تاريخ پيشينيان اين امر را كاملا روشن مىسازد . 2 - آنكه ناقلين اخبار تاريخى و مؤلفين در آنچه نقل و يا قضاوت كردهاند از اعمال احساسات درونى از عصبيتهاى قومى ( و مذهبى ) خوددارى ننمودهاند . و بهترين شاهدش اين است كه اهل هيچ دين و مذهبى نيست كه مطلبى مخالف با اصول مذهب خود نقل كرده باشد . همچنانكه امروز هم هيچ گفتارى تاريخى در نوشتههاى ماديين نمىبينى ، مگر اينكه از جهتى و به وجهى مذهب ماديت او را تأييد مىكند . علاوه بر اين دو عامل ، كه خلاصهاش مداخله احساسات و عصبيتهاى مورخين و تصرف سياستها در افشاء و كتمان يا تغيير و تبديل مطالب است ، عوامل ديگرى نيز به فساد تاريخ كمك كرده است ، مثلا در سابق وسايل ضبط و نقل و تأليف بسيار ناقص بوده و از اينرو قضاياى تاريخى از تغيير يافتن و مفقود شدن مصون نبوده است اين نقيصه گرچه امروز تا حدى بر طرف شده ، ليكن يك بلاى عمومى ديگرى دامنگير تاريخ گشته ، و آن اينكه دست سياست در جميع شؤون انسانى دخالت كرده و طورى شده كه دنياى امروز با فن سياست مىگردد و با تغيير يافتن روشهاى سياسى اخبار نيز تغيير پيدا مىكند .