مراد على شمس

361

با علامه در الميزان ( فارسى )

هيچ قساوت و جفا ، و هيچ رذيله ديگر از رذائل ، كه قرآن براى بنى اسرائيل ذكر مىكند ، نيست ، مگر آنكه در كفار عرب نيز وجود داشت ، و اگر در قصه بنى اسرائيل كه در قرآن آمده دقت كنى ، خواهى ديد كه مردمى فرورفته در ماديات بودند ، و جز لذائذ مادى ، و صورى ، چيز ديگرى سرشان نمىشده ، و به هيچ حقيقت از حقائق ماوراء حسّ ايمان نمىآوردند ، همچنانكه امروز هم همينطورند . و همين خوى ، باعث شده كه عقل و اراده‌شان در تحت فرمان و انقياد حسّ و ماده قرار گيرد ، و جز آنچه را كه حسّ و ماده تجويز كند ، جايز ندانند ، و به غير آن را اراده نكنند . يكى از عواملى كه اين روحيه را در يهود تقويت كرد ، زندگانى طولانى آنان در مصر ، و در زير سلطهء مصريان است ، كه در اين مدت طولانى ايشان را ذليل و خوار كردند ، و زنانشان را زنده نگه مىداشتند ، كه همين خود عذابى دردناك بود ، كه خدا بدان مبتلاشان كرده بود . و همين وضع باعث شد ، جنس يهود سرسخت بار بيايند ، و در برابر دستورات انبياءشان انقياد نداشته ، گوش به فرامين علماى ربانى خود ندهند ، با اينكه آن دستورات و اين فرامين ، همه به سود معاش و معادشان بود ، و نيز آن روحيه باعث شد كه در برابر مغرضان و گردن‌كشان خود رام و منقاد باشند ، و هردستورى را از آنها اطاعت كنند . امروز هم حق و حقيقت در برابر تمدّن مادّى كه ارمغان غربىها است به همين بلا مبتلا شده ، چون اساس تمدن نامبرده بر حسّ و مادّه است ، و از ادله‌اى كه دور از حس‌اند ، هيچ دليلى را قبول نمىكند .