مراد على شمس

245

با علامه در الميزان ( فارسى )

خواسته باشد ، و خود را محاسب و بازخواست‌كننده ، و خلق را مسؤول و مؤاخذ دانسته ، نمونه‌هايى از آياتى كه به اين مطلب اشاره دارد عبارتند از : - « مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ ، آن كيست كه بدون اذن او نزد او سخنى از شفاعت كند » . « 1 » - « ما مِنْ شَفِيعٍ إِلَّا مِنْ بَعْدِ إِذْنِهِ ، هيچ شفيعى نيست ، مگر بعد از اجازه او » . « 2 » - « لَوْ يَشاءُ اللَّهُ لَهَدَى النَّاسَ جَمِيعاً ، اگر خدا مىخواست همه مردم را هدايت مىكرد » . « 3 » - « يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ » ، « 4 » و باز فرموده « وَ ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ ، و در شما خواستى پيدا نمىشود ، مگر آنكه خدا خواسته باشد » . « 5 » - « لا يُسْئَلُ عَمَّا يَفْعَلُ ، وَ هُمْ يُسْئَلُونَ ، بازخواست نمىشود از آنچه مىكند ، بلكه ايشان بازخواست مىشوند » . « 6 » پس بنابراين خداى تعالى متصرفى است كه در ملك خود هرچه بخواهد مىكند ، و غير او هيچكس اين‌چنين مالكيتى ندارد ، باز مگر باذن و مشيت او ، اين آن معنائى است كه ربوبيت او آن را اقتضاء دارد . و از سوى ديگر مىبينيم كه خداى تعالى خود را در مقام تشريع و قانون‌گذارى قرار داده ، و در اين قانون‌گذارى ، خود را عينا مانند يكى از عقلا به حساب آورده ، كه كارهاى نيك را نيك مىداند ، و بر آن مدح و شكر مىگذارد ، و كارهاى زشت را زشت دانسته ، بر آن مذمت مىكند ، مثلا فرموده : « إِنْ تُبْدُوا الصَّدَقاتِ فَنِعِمَّا هِيَ ، اگر صدقات را آشكارا بدهيد خوب است » . « 7 » و نيز

--> ( 1 ) . سورهء بقره ، آيهء 255 . ( 2 ) . سورهء يونس ، آيهء 3 . ( 3 ) . سوره رعد ، آيهء 31 . ( 4 ) . سورهء نحل ، آيهء 93 . ( 5 ) . سورهء دهر ، آيهء 30 . ( 6 ) . سوره انبياء ، آيهء 23 . ( 7 ) . سورهء بقره ، آيهء 271 .